آیا ذهن شما تحت کنترلتان است؟

تحقیقات جدید نشان میدهند که ما تمایل داریم تصور کنیم که دیگران شرایط روحی و ذهنی خود را کنترل میکنند.

 

کنترل امور !

ما احتمالا بیشتر سعی  داریم که آنچه تحت کنترلمان است را تغییر دهیم و  مردم را نیز مسئولِ آنچه که تحت کنترلشان است میدانیم . اما اغلب فرض میشود که مردم دیگران را میسنجند تا کنترل قابل ملاحظه ای بر رفتار آنها داشته باشند تا حالات روحیِ آنها ! در واقع گاهی اینطور تصور میشود که اعتقادات ، خواسته ها و احساسات به سادگی برای ما اتفاق می افتند . البته تحقیقات جدید نیز این فرض را تایید میکنند.

محققان کشف کردند که مردم عادی ، قابل کنترل و یا عمدی بودن وضعیت ذهنی و روحی را تا چه میزانی قضاوت میکنند . این کشف توسط  رای گیری داشجویان لیسانس در دانشگاه پنسیلوانیا صورت گرفت.

مطالعه این موضوع فراتر از کارهای تجربی گذشته  بوده است. البته کارهای گذشته نتایج متفاوتی راهم در بر داشته است . آنها از روش هایی با اعتبار اکولوژیک بالاترکمک گرفتند . همچنین از آزمایش طیف وسیعی از شرایط ذهنی ، عواطف ، باور ها ،خواسته ها و نگرش های ارزشمند استفاده کردند.

هدف از این مطالعه ، وصول به سه فاکتور زیر بوده است :

  1.  کشف اینکه چطور و به چه میزانی مردم معمولا شرایط ذهنی را در این ۴ دسته داوری میکنند تا تشخیص دهند که عمدی و قابل کنترل باشد یا نباشد .
  2.  کشف اینکه آیا داوری ، بسته به نوع حالت ذهنی و روحی متفاوت میشود؟
  3.  همچنین کشف اینکه آیا تفاوت در تشخیص کنترل با تفاوت در تشخیص مسئولیت ، اشتباهات و شخصیت همبستگی دارد یا خیر .

 

تشخیص افراد متمایل به آن بود که مردم دارای سطح نسبتا بالایی از کنترل باورها ، خواسته ها و ارزش هایشان هستند . همچنین به میزان کمتر ، کنترل بر عواطفشان دارند. قوانین کنترل برای ۳ حالت اول شرایط روحی ، در یک مقیاس ۷ نقطه ای ، در بالا یا بالاتر از نقطه میانی قرار داشت. همچنین این مقیاس برای عواطف ، بالاتر از قوانین کنترل غیر ارادی و حتی برخی رفتارهای تصادفی بود .

بدین ترتیب به نظر میرسد که شرایط ذهنی معمولا فقط به عنوان یک اتفاق برای ما رخ نمیدهد. این مطلب به آن معنا نیست که مردم تمایل دارند فکر کنند که شرایط ذهنی به طور کامل تحت کنترلمان است. هیچ یک از شرایط روحی و ذهنی به عنوان یک فرایندی که کاملا قابل کنترل باشد تشخیص داده نشده بودند . داوری افراد اینطور بود که مردم نسبت به رفتارهای عمدی شان ، کنترل کمتری در قبال وضعیت روحیشان دارند.

علاوه براین ، در قوانین کنترل برای انواع متفاوت شرایط روحی و ذهنی نیز تفاوت هایی وجود داشت. باورها و ارزش ها کنترل شده تر از خواسته ها بودند . همچنین خواسته ها نیز از عواطف قابل کنترل تر تشخیص داده شده بودند.

اما این نتیجه در مطالعات بیشتری که محتوا و زمینه را برای هر شرایط روحی ثابت نگه داشته بود ، کاملا تکرار نشده بود. در آن مطالعات تنها تفاوت پر قدرت در قواین کنترل با عواطف و احساسات مرتبط بود.تشخیص افراد نیز متمایل به آن بود که نسبت به انواع دیگر شرایط روحی ، عواطف از قابلیت کنترل کمتری برخوردار است.

با این حال، نویسندگان این هشدار را میدهند که کنترل های تجربی مورد استفاده در این مطالعات جدید ، برای زمینه های خیلی مصنوعی ساخته شده بودند. نتیجه ی مطالعات جدیدتر ممکن است تشخیص و داوری مردم را درباره ی کنترل شرایط ذهنی در وضعیت زندگی حقیقی ، بهتر نشان دهد.

محققان همچنین دریافتند که داوری درباره ی کنترل شرایط ذهنی ، با داوری مسئولیت و اشتباه و شخصیت همبستگی دارد. جالب است که قوانین کنترل درباره ی تشخیص اشتباهات و مسئولیت ، نسبت به تشخیص شخصیت ، قوی تر پیش بینی شده بود. محققان حدس میزنند که تشخیص کنترل ظرایط ذهنی همچنین میتواند با بازخوردها همبستگی داشته باشد ! مثل عصبانی شدن یا مجازات کردن کسی برای باورها و اعتقاداتشان.

آنها همچنین یادآوری میکنند که یافته های آنها در ارتباط با شخصیت ، با برخی از مطالعات پیشین در تضاد است . چراکه مطالعات پیشین مبتنی برآن بود که افراد تمایل دارند تا شخصیت را از لحاظ زیست ژنتیکی توضیح دهند ، که بر کمبود کنترل دلالت دارد . این مطالب ممکن است مسیر های مثمرثمری برای تحقیقات بیشتر باشد.

آیا ذهن شما تحت کنترلتان است؟
نمره شما به این پست