owl sleeping

چرا می‌خوابیم؟

چندین مورد وجود دارد که ما به معنای واقعی کلمه نمی‌توانیم بدون آن‌ها زندگی کنیم. اکسیژن یکی از آن‌هاست؛ دیگری غذا و آب و سپس خواب می‌باشد: به اجبار یک حیوان را به مدت طولانی بیدار نگه دارید و شما آن را خواهید کشت. تقریباً همین مسئله در مورد انسان نیز صدق می‌کند. این واقعیت به تنهایی به ما گوشزد می‌کند که خواب حتماً کاری بسیار مهم انجام می‌دهد، اما با وجود چندین دهه مطالعه و پژوهش قوی علمی، هنوز هیچگونه اتفاق نظری مبنی بر اینکه که آن کار مهم چه می‌باشد، وجود ندارد. پژوهشگران دریافتند که خواب از جهات مختلفی برای انسان مفید است: به ما کمک می‌کند تا خاطرات را پردازش کنیم و زندگی اجتماعی و عاطفی ما را در مسیر خود بهبود می‌بخشد. با این حال ما براستی نمی‌دانیم که چگونه، چرا یا حتی دقیقاً چه زمانی خوابیدن فرگشت یافته است. در نگاه اول، خواب در حقیقت نباید وجود داشته باشد. برای جانوران منطقی نیست که عمداً هوشیاری خود را از دست دهند؛ گاهی وقت‌ها ساعت‌های طولانی در هر روز. متیو واکر از دانشگاه کالیفرنیا واقع در برکلی می‌گوید:

هزینه از دست دادن هوشیاری برای بقا نجومی است.

هر آنچه عملکردی که خواب ایفا می‌کند، حتما باید از اهمیت اساسی برخوردار باشند تا از آسیب‌پذیری آشکار مرتبط با خوابیدن فراتر روند. این بدان معنی است که ما می‌توانیم با اطمینان کامل یکی از ساده‌ترین نظریه‌های خواب را رد کنیم: اینکه ما به دلیل آنکه کاری بهتر و مهم‌تر نداریم، به خواب می‌رویم؛ این را می‌توان به عنوان تئوری سستی در خواب توصیف کرد. هنگامی که یک حیوان غذا خورد، با رقیبان خود مشایعت کرد و از هر فرصت بالقوه برای جفت‌گیری استفاده کرد، در نهایت برنامه خالی دارد. بدون داشتن هیچگونه کاری برای رسیدگی، از دست دادن هوشیاری سبب می‌شود تا زمان را برای چند ساعتی بکُشد. واکر اظهار کرد:

ایده جالبی است، اما با توجه به اینکه یک حیوان خواب نسبت به یک حیوان بیدار بیشتر احتمال دارد تا کشته و خورده شود، این فرضیه اصلاً با منطق جور در نمی‌آید.

ما ممکن است مجبور شویم نظریه دیگری را از لیست خود خط بزنیم. برخی محققان اظهار نموده‌اند که خواب روشی مناسب برای صرفه‌جویی در انرژی است، چراکه درجه حرارت بدن پستانداران در طی برخی از مراحل خواب کاهش می‌یابد. با این وجود واکر و بسیاری دیگر از محققانِ خواب قانع نشدند. محاسبات این مسئله را روشن می‌کند که خواب این هدف را دنبال نمی‌کند. واکر گفت:

مقدار انرژی که انسان‌ها هنگام خوابیدن ذخیره می‌کنند در برابر دراز کشیدن روی مبل، تقریباً همان مقدار انرژی است که شما در تکه‌ای نان قهوه‌ای می‌یابید. از دست دادن هوشیاری برای صرفاً ذخیره ۱۲۰ کالری ارزشی ندارد.

اما اگر این ایده‌ها از دید ما خارج شوند، خواب برای چیست؟ قبل از آنکه بخواهیم به آن پاسخ دهیم، بهتر است به موضوعی اساسی‌تر بپردازیم: چه کسی می‌خوابد؟

ما در تشخیص اینکه انسان‌ها می‌خوابند، مشکلی نداریم. بیشتر افراد می‌توانند بگویند که گربه‌ها و سگ‌ها نیز می‌خوابند، اما ممکن است برایتان دشوار باشد تا تشخیص دهید که آیا یک ماهی قرمز خواب است یا بیدار و یا اصلاً می‌خوابد (؟). و هنگامی که صحبت از حیوانات کوچک‌تر می‌شود، تردید ما نیز بیشتر می‌شود. آیا یک مگس می‌خوابد؟ کرم‌خاکی چطور؟

Ravi Allada از داشنگاه نورث‌وسترن در اوانستون واقع در ایالت ایلینوی کشور آمریکا گفت:

اکنون در مورد ویژگی‌های رفتاری که خواب را تعریف می‌کنند، اتفاق‌نظر وجود دارد و از این ویژگی‌ها می‌توان برای جستجوی خواب در حیوانات ساده استفاده کرد.

۳ عنصر اصلی وجود دارد. اول از همه، خواب حیوان را آرام و بی‌حرکت می‌کند: ماهیچه‌ها در هنگام خواب خیلی فعال نیستند. دوم، خواب سبب می‌شود تا حیوانات آهسته‌تر از خود واکنش نشان دهند. برای مثال اگر شما در کنار حیوانی که خوابیده است، صدای بلندی تولید کنید، واکنش کندتری نسبت به یک حیوان بیدار از خود نشان خواهد داد. و در آخر ما می‌توانیم خواب را تشخیص دهیم چراکه از خستگی حیوانات جلوگیری می‌کند. اگر یک حیوان را تمام شب بیدار نگه دارید، روز بعد با خواب بیشتر از حد معمول، آن را جبران می‌کند؛ به این حالت “بازگشت به خواب” گفته می‌شود. با استفاده از این معیارها، ما با اعتماد به نفس بالاتری می‌توانیم بفهمیم که حتی حیوانات نسبتاً ساده‌ای مانند مگس میوه و کرم‌های بسیار کوچک و میکروسکوپیک نماتود نیز در حقیقت می‌خوابند. Allada گفت:

اکنون نشریه‌های بسیاری در مورد این مدل-ارگانیسم‌ها وجود دارند.

Paul-Antoine Libourel از مرکز تحقیقات علوم اعصاب لیون در فرانسه می‌گوید:

من معتقدم که ویژگی‌ها و خصوصیات رفتاری مورد استفاده برای توصیف خواب، به منظور شناسایی این رفتار در جانوران کاملاً قابل اطمینان است.

بر طبق گفته Libourel، خواب به نظر می‌رسد که اکنون خصیصه‌ای جهانی در زندگی جانوران است. او گفت:

این نشان می‌دهد که خواب برای بقای گونه‌ها اساسی و بنیادی است و انتخاب طبیعی آن را سرکوب نکرد.

در حقیقت انتخاب طبیعی دقیقاً برعکس عمل کرد: انتخاب طبیعی به ایده خواب اعتماد کرد و مراحل و کارکردهای جدیدی را به آن افزود. در مقطعی از ماقبل تاریخ، مشهورترین مراحل کلی خواب پدیدار شد: حرکت تند چشم در خواب یا خواب REM

واکر گفت:

اگر تازه‌کار و تازه‌واردی وجود داشته باشد، آن خواب REM است و خواب غیر REM شکل اصلی بود.

ما می‌دانیم که انسان دارای خواب REM است. به نظر مبرهن می‌باشد که تقریباً همه پستانداران دیگر نیز بدین گونه‌اند؛ حتی پستانداران تخم‌گذار بسیار ابتدایی مانند پلاتی‌پوس نوک اردکی. این بدان معناست که ما می‌توانیم با دلیل اطمینان داشته باشیم که خواب REM حدود ۲۲۰ میلیون سال پیش در برخی از اولین پستاندارانی که قدم به زمین گذاشتند، وجود داشته است. حقیقت امر این است که دایناسورها برای اولین بار در حدود همین زمان روی زمین ظاهر شدند. بسیاری از آن‌ها حدود ۶۵ میلیون سال پیش ناپدید شدند، اما یک گروه از دایناسورها به زندگی ادامه دادند که ما آن‌ها را پرندگان می‌نامیم. پرندگان نیز مانند پستانداران خواب REM دارند. به گفته Libourel، شاید خواب REM از یک جد مشترک دور در پستانداران و دایناسورهای پرنده پدید آمده باشد یا شاید مستقلاً در هر گروه سرچشمه گرفته است. اما در هر صورت، چرا خواب REM ظاهر شد؟

Platypuses
پلاتی‌پوس‌ها می‌خوابند

برخی از محققان گمان می‌کنند که هیچ توضیح کاربردی وجود ندارد و اینکه خواب REM تنها یک محصول جانبی از سایر تغییرات تکاملی است. برای مثال طبق گفته Ruben Rial از دانشگاه جزایر بالئاریک در مایورکا واقع در کشور اسپانیا، اینکه هم پستانداران و هم پرندگان خونگرم هستند، احتمالاً قابل‌توجه است. Rial و همکارانش اظهار داشتند که ظاهر شدن حیوانات خونگرم باعث تحریک زنجیره‌ای پیچیده از علل و عواقب شده است که در نهایت مشاهده شد که پستانداران اولیه، هستی شبانه را اتخاذ کردند- کاملاً برخلاف تبار خزندگان روزگَرد خود. پستانداران اولیه شروع به سپری کردن روز خود با خوابیدن در پناهگاه‌ها و لانه‌های زیرزمینی کردند که آن‌ها را هم از شکارچیان محافظت میکرد و هم از نور شدید خورشید که به بینایی شب-سازگار حساس آن‌ها لطمه میزد. Rial گفت:

با این حال آن‌ها اکثر مکانیسم‌های عصبی را که برونداد رفتار اباء و اجدادی خود را کنترل می‌کردند، حفط کردند.

خزندگان هر روز دو مرحله اصلی رفتاری را پشت‌سر می‌گذارند:

  • مرحله غیر فعال (Passive)؛ به طوریکه آن‌ها بدون حرکت دراز می‌کشند و حمام آفتاب می‌گیرند تا بدنشان را گرم کنند.
  • مرحله فعال (Active)؛ که به دنبال علوفه می‌گردند، از خود در برابر شکارچیان محافظت می‌کنند، آمیزش می‌کنند یا به پرورش بچه می‌پردازند.

Rial اظهار نمود که برخی از مناطق “ابتدایی”تر مغزهای پستانداران اولیه، به پیروی از این الگوهای قدیمی به فعالیت می‌پردازد، حتی با وجود اینکه مناطق “پیشرفته”تر مغز اطمینان حاصل کردند که هرگونه فعالیت ذهن خزندگان به رفتارهای واقعی بدل نشوند. این به معنی آن است که ما می‌توانیم خواب غیر-REM را به عنوان نسلی مستقیم از حمام‌ آفتاب گرفتن خزندگان و خواب REM را به عنوان یک شکل ارثی از فعالیت روزانه خزندگان مشاهده کنیم. Rial در ادامه اظهار کرد:

گرچه این فعالیت در یک بدن فلج محصور شده است، اما این سرچشمه REM و رؤیاها بود.

ممکن است به نظر برسد که این یک داستان است تا یک فرضیۀ قابل اثبات، اما برخی از واقعیت‌های پابرجا از این ایده پشتیبانی می‌کنند. برای مثال شواهد خوبی وجود دارد مبنی براینکه اولین پستانداران، شب‌زی بوده‌اند و این تنگنای شب‌زی بودن بر رفتار تأثیر گذاشته است. ما همچنین می‌دانیم که مغز ما در هنگام خواب REM، به طرز چشمگیری فعال است؛ در واقع چنان فعال است که یک مغز REM شبیه مغز یک حیوان، مانند یک خزنده‌ای است که کاملاً بیدار است. به همین دلیل خواب REM گاهی “خواب فعال” یا حتی “خواب پارادوکسیکال” نیز خوانده می‌شود. با این وجود سایر محققان اتفاق نظر ندارند که خواب REM صرفاً اثری جانبی از تغییر فرگشتی گسترده باشد. واکر متقاعد شده است که خواب REM یک عملکرد واقعی و مهم دارد. او اظهار داشت:

ما پژوهش‌های بسیاری انجام داده‌‎ایم که نشان می‌دهد خواب -به ویژه خواب REM- کمک می‌کند تا عملکردهای عاطفی در مغز را دوباره تنظیم کند.

واکر اظهار نمود که به دوران کودکی خود بیاندیشید؛ اگر سعی کنید قوی‌ترین و اولین خاطره‌های خود را به یاد آورید، تقریباً همه آن‌ها خاطره‌هایی از یک واقعه احساسی خواهند بود: شاید یک تولد هیجان‌انگیز یا تجربۀ ترسناک جدا شدن از پدر و مادرتان در اولین روز مدرسه. او در ادامه افزود:

هرچند آنچه اکنون قابل توجه است این می‌باشد که شما می‌توانید این خاطرات را به عنوان یک واقعه احساسی به یاد بیاوریدآ اما دیگر خودشان احساسی نیستند. آن‌ها دیگر همان واکنش درونی را ایجاد نمی‌کنند.

به گفته واکر ما باید از خواب REM برای این تغییر، تقدیر کنیم. عملکرد بسیار مهمی به واسطه آن انجام می‌گیرد: به ما این امکان را می‌دهد تا تجربه‌های مهم را به یاد بیاوریم و از آن‌ها درس بگیریم بدون آنکه به دلیل بار سنگین احساسی که آن‌ها حمل می‌کردند، زمین‌گیر شویم. واکر می‌گوید:

خواب REM یک درمان شبانه را ارائه می‌دهد؛ کمک می‌کند تا مغز، ترفند ظریف جداسازی پوست تلخ را از پرتقال غنی از اطلاعات انجام دهد.

این فرضیه حتی توضیحی برای شرایط استرس‌زایی مانند اختلال تنش‌زای پس از رویداد (PTSD) ارائه می‌دهد. افراد مبتلا به این اختلال غالباً فلش‌بک‌های پرهیجان را تجربه می‌کنند. واکر گفت:

سربازی درگیر اختلال PTSD وارد پارکینگ می‌شود و انفجار یک ماشین را می‌شنود. نه تنها آن‌ها به وضعیت جنگی فلش‌بک می‌زنند، بلکه واکنشی عاطفی نیز به آن نشان می‌دهند: قلبشان تند تند می‌‎زند، کف دستشان عرق می‌کند. این به ما گوشزد می‌کند که مغز، احساسات را از حافظه جدا نکرده است.

واکر اشاره می‌کند که کابوس‌‌های شبانه تکراری، نشانه PTSD است. او اظهار نمود که ما می‌توانیم آن را اینگونه تفسیر کنیم که مغز خاطره‌ای بسیار احساسی را ارائه می‌دهد تا خواب REM بتواند احساسات را از آن جدا کند. اما بنابه دلایلی، REM در این کار ناکام است؛ آن خاطره و یادبود، احساسی باقی می‌ماند. بنابراین شب بعد، مغز دوباره تلاش می‌کند، با همان نتیجه و با همان روند. به نظر می‌رسد که حتی رؤیاهای زنده‌ای که در طول خواب REM تجربه می‌کنیم، قابل تطبیق بوده و بخشی از این پروسه‌اند. این دانسته‌ها نتیجه کار و تلاش پژوهشگر خواب مستقر در شیکاگو، روزالیند کارترایت در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی است. کارترایت عادات رویایی افرادی که علائم افسردگی را در نتیجه طلاق‌های تلخ نشان میدادند، مطالعه کرده است. پس از گذشت یک سال، افرادی که طولانی‌ترین، پراضطراب‌ترین رؤیاها را تجربه کرده بودند، نتیجه گرفتند. به طرز متناقضی، اشخاص مورد آزمایشی که رؤیاهایشان بیشتر از همه به افراد بدون افسردگی شبیه بود، افسرده باقی ماندند. به گفته واکر، این کشف شگفت‌آوری بود. پیش از این به نظر می‌رسید که رؤیاها فقط یک اثر جانبی و غیر عادی از خواب باشند: نسبتاً مانند یک لامپ ملتهب که در نتیجه عملکرد نورپردازی اصلی خود گرما می‌دهد. واکر گفت:

اما اگر این براستی حقیقت داشت، نتایج روزالیند کارترایت به هیچ‌وجه با عقل جور در نمی‌آمد.

روی هم رفته این یافته‌ها به واکر نشان می‌دهد که خواب REM در پرندگان و پستانداران، فرگشت یافته است زیرا هر دو گروه از لحاظ شناختی و اجتماعی پیشرفته هستند. آن‌ها از خواب و رؤیاها استفاده می‌کنند تا دنیای بیدار برای آن‌ها قابل فهم شود. واکر می‌گوید:

من گمان می‌کنم ارتباط با خونگرمی آن‌ها، کمی برای رد گم کردن است.

این می‌تواند توضیح دهد که چرا خواب انسان بسیار غیرعادی است. مطالعه منتشر شده در اواخر سال ۲۰۱۵ نشان داد که ما حدود ۲۵% از خواب خود را در حالت REM می‌گذرانیم، درحالی که در بیشتر نخستی‌ها (پریمات‌ها) تنها ۵ تا ۱۰ درصد است. به گفته واکر اگر تعاملات اجتماعی پیچیده خود را در نظر بگیریم، این مسئله منطقی خواهد بود. ممکن است ما به درک اینکه چرا پستانداران و پرندگان، خواب REM را فرگشت دادند، نزدیک باشیم. اما در مورد خواب غیر-REM که اول از همه فرگشت یافته است و در بسیاری از حیوانات دیده می‌شود چطور؟

خواب باید به علتی پدید آمده باشد. دلیل آن هرچه که باشد، باید به برخی از ویژگی‌های بیولوژیکی که همه حیوانات در آن سهیم هستند، مرتبط باشد؛ نه فقط پستانداران و پرندگان. رابرت کانتور از کالج دارتموث در هانوور واقع در ایالت نیوهمپشیر، گمان می‌کند که این خصوصیت مشترک را شناسایی کرده است: یک سیستم مغز و اعصاب نسبتاً پیچیده. به ویژه مغز پیچیده‌ای که از طریق آن سیگنال‌ها توسط مولکول‌هایی به نام نوروترانسمیتر یا انتقال‌دهنده‌های عصبی منتقل می‌شوند. اتصالات کوچکی به نام سیناپس‌ها در بین سلول‌های عصبی وجود دارد: هنگامی که یک سلول پیامی برای انتقال به همسایه مجاور خود دارد، اغلب آن را به شکل شیمیایی، یعنی به صورت گروهی از مولکول‌های نوروترانسمیتر که بر روی گیرنده‌های سلول پذیرنده قفل و کلید می‌شوند، منتقل می‌کند. کانتور گفت:

این فرآیند مولکولی برای همه ارگانیسم‌هایی که می‌خوابند، همگانی است: این در اکثر قریب به اتفاق سیناپس‌ها در سیستم‌های عصبی صرف نظر از پیچیدگی آن، وجود دارد.

سیناپس
ارتباط نورون‌ها با یکدیگر به کمک سیناپس‌ها صورت می‌گیرد

اما کانتور اظهار نمود که این پروسه با وضعیتی همراه است. با گذشت زمان، دریایی از مولکول‌های انتقال‌دهنده عصبی می‌تواند در سیناپس تجمع می‌یابند و باعث می‌شود تا این سیناپس‌ها عملکرد درست خود را از دست بدهند. آنچه لازم است، فرآیندی می‌باشد که بتواند این مولکول‌ها را شستشو داده و بزداید. او اظهار نمود که آن فرآبند زمانی که ما خواب هستیم بهتر و کارآمدتر اتفاق می‌افتد. کانتور مدتی این ایده را در ذهن خود داشت تا اینکه در سال ۲۰۱۲، ترقی چشمگیری در یافته‌ها رخ داد؛ عصب‌پژوهان شبکه‌ای از عروق را در مغز کشف کردند که مایعات بین سلول‌های مغزی را شستشو میداد؛ که به آن سیستم گلیفاتیک می‌گویند. یک سال بعد مشخص شد که سیستم گلیفاتیک در هنگام خواب، فعال‌ترین شکل خود را داراست. کانتور افزود:

من در طی چند سال گذشته، سیستم گلیفاتیک را مطالعه کرده‌ام. چیزی که تعجب مرا برانگیخت و نسبتاً هم تعجب‌آور است، این است که هیچکس به طور سیستماتیک تجزیه و تحلیل نکرده است که دقیقاً چه ماده‌ای در این مایع وجود دارد که شسته می‌شود.

وی گمان می‌کند که انتقال‌دهنده‌های عصبی در این مایع به وفور یافت می‌شوند. اگر این امر درست باشد، توضیحاتی در مورد منشأ خواب ارائه می‌دهد: شستشوی انتقال‌دهنده‌های عصبی به قدری برای سیستم عصبی حائز اهمیت است که برای انجام آن، حیوانات شروع به خوابیدن کردند؛ با وجود زیان‌هایی که با از دست دادن هوشیاری به جانور تحمیل می‌شود. واکر اظهار کرد که خوابیدن تقریباً در این فعالیت پاکسازی مغزی، نقش ایفا می‌کند. اما ما نمی‌توانیم اطمینان کامل داشته باشیم که این تنها عاملی بود که سرچشمه‌ای برای خواب رقم زده باشد. مشکل اینجا است که خواب ممکن است اول از همه فرگشت یافته باشد و به طبع آن مغز و سیستم عصبی این فرصت را به چنگ گرفتند، زیرا به آن‌ها اجازه میداد تا مولکول‌های ناخواسته را از مغز بزداید. این مشکلی متداول برای زیست‌شناسان فرگشتی است که با آن روبرو می‌شوند، اینکه چرا ویژگی‌های خاص در ابتدا فرگشت یافته‌اند: فرگشت تمایل دارد اهداف جدیدی به چیزها بدهد. برای مثال عمل تنفس برای دریافت اکسیژن و زدودن کربن‌دی‌اکسید بسیار مهم است، اما در عین حال برای تکلم انسان و آواز خواندن نیز ضروری است. Rial گفت:

هیچکس تصدیق نمی‌کند که سیستم [تنفسی] در اصل برای ساخت و تولید کلمات خدمت می‌کند.

تعیین عامل یا عوامل محرک که منجر به سرچشمه گرفتن خواب شده‌اند، چالش بزرگی خواهد بود، زیرا خواب تأثیرات سودمند بسیاری دارد. خواب بر روی هر سیستم اصلی بدن تأثیر می‌گذارد. مقدار خوابتان را کاهش دهید و این تنها مغزتان نیست که به مشکل بر می‌خورد، بلکه سیستم‌های تولیدمثلی، متابولیکی، قلبی-عروقی، تنظیم دما و ایمنی شما نیز به مشکل بر خواهند خورد. در اصل فرگشت خواب می‌تواند ناشی از فوایدی باشد که برای هر یک از این سیستم‌ها به ارمغان می‌آورد. واکر گفت:

ما قبلا این سؤال‌ها می‌کردیم که آیا خواب براستی کار مفیدی انجام می‌دهد یا هدفی را دنبال می‌کند؟ اما اکنون مجبور شده‌ایم تا این سؤال را واژگون کرده و بپرسیم که آیا چیزی وجود دارد که به کمک خواب بهبود نیابد یا به دلیل محرومیت از خواب آسیب نبیند. و در حال حاضر جواب «نه» است.

lion
تمامی پستانداران می‌خوابند، به خصوص گربه‌ها

خوشبختانه کره زمین هنوز خانه نمایندگانی زنده از برخی از اولین گروه‌های حیوانات است: مواردی مانند عروس دریایی که امکان دارد شکل اولیه خواب را به ما نشان دهد. Allad اظهار نمود که با مطالعه این حیوانات “ابتدایی”تر می‌توان فهمید که چه چیزی ظهور و نمود خواب را سبب شده است. حتی موجودات زنده تک-سلولی، حداقل آن‌هایی که بیش از ۲۴ ساعت زندگی می‌کنند، احتمال دارد سرنخ‌هایی داشته باشند. واکر گفت:

آن‌ها مراحلی از خود نشان می‌دهند که ما آن را فعالیت فعال (Active) و غیرفعال (Passive) می‌خوانیم؛ این مراحل می‌تواند پیشرو در فرگشت خواب باشند.

واکر پنداشتی نهایی را ارائه می‌دهد. او اظهار کرد:

این ایده‌ای است که توسط برخی از محققان مطرح شده است: شاید سؤالی که می‌پرسیم، کاملاً اشتباه است.

تمامی توضیحات مربوط به خواب که به آن نگاه کردیم، در نهایت به چیز مشابه می‌رسیم: خواب وضعیتی است که ما به آن وارد می‌شویم تا سیستم‌هایی که هنگام بیداری تحت فشار و استرس قرار می‌گیرند، تعمیر کنیم. بحث بر سر این است که کدام سیستم مهم‌تر و اساسی‌تر است. اما شما می‌توانید این استدلال را طور دیگری تعبیر کنید و بگویید خواب به قدری مفید است که پرسش اینجاست، چرا حیوانات به خود زحمت بیدار شدن می‌دهند. شاید در واقع حالتِ مضر بیدار شدن یک معمای فرگشتی باشد، نه خوابیدن. واکر در ادامه گفت:

این فرضیه را در نظر بگیرید: خواب اولین وضعیت حیات بود و بیداری از خواب نشأت گرفته است. من فکر می‌کنم این یک فرضیه مسخره است، اما کاملاً هم غیر منطقی نیست.