Scream by Edward munch

ADRA2b، ژنى که امیدوارم نداشته باشم!

ماهیت احساسات چیست؟ احساسات را مى توان سرچشمه ى عشقى عمیق دانست؛ همان نیروی محرک اى که در وراى رفتارهای مخرب افراد وجود دارد. عاملى که گاه قلب ما را به سختى فولاد می کنند یا آنکه بالعکس موجب درهم شکستگى ما مى شود. شخصى که در درگیر غلیان هاى شدید احساسى شده مى تواند دست به اقداماتى بزند که ممکن است در حالت عادى هرگز مرتکب چنین اعمالى نشود و یا از قرار گرفتن در موقعیت هایى که به طور کلی از حضور در آن ها لذت مى برد اجتناب کند. به راستى دلیل درک و تجربه ى احساسات چیست؟ چه چیزی باعث می شود که چنین احساساتى را داشته باشیم؟ برای چندین قرن، شاعران و فیلسوفان بسیارى در مورد چرایی و چگونگی که در وراى عواطف انسانى وجود دارد اندیشیده اند و امروزه به بهبود و بهسازى نظریات خود مى پردازند.

آیا ممکن است عواطف متلاطمى که دوره هاى تاریخی متفاوت توسط هنرمندان بزرگى چون ونگوگ، گوگن، کوبین و … تجربه شده و منجر به خلق آثارى شگفت انگیز گردیده است، تا حدى در نتیجه ى بخشى از تعابیر ژنتیکى باشد؟ اینکه در نتیجه ى تجربه ى یک اتفاق به چه میزان احساسات (از تلخ ترین آن ها تا مفرح بخش ترینشان و هر حس دیگرى که میان این دو است) در ذهنمان تداعى و مجسم مى گردند تا حدى در ارتباط با ژن هایمان مى باشد.


بیشتر بخوانید: از هر پنج ژن انسان یکی، واقعی نیست


در مطالعه اى که به تازگى در مجله نوروساینس منتشر شده، محققان دریافتند که تنوع ژنتیکى (آلل ها) به نسبت نا مشخصى با حافظه ى بصرى افراد مرتبط است. قدرتى که یک تصویر در تحت تاثیر قرار دادن ما دارد با عنوان Emotionally-Enhanced Vividness (پویایی عاطفى پیشرفته) “EEV” یاد مى شود. EEV سبب مى شود سایر سطوح مغز نیز تحت تاثیر قرار گرفته و به نوبه ى خود سبب افزایش کیفیت و وضوح احساسى گردند. علاوه برEEV به نظر مى رسد تنها خاطره و یا اندیشه أى که ما در مورد یک رویداد داریم نیست کن در وضوح احساسى آن دخیل است: بخشى از مطالعه به منظور اندازه گیری آنکه تا چه حد تصاویر در نظر شرکت کنندگان روشن (واضح) بودند تنظیم شد. تصاویری در زمینه های مختلف با نویز مصنوعى بصری همراه شدند. تصاویر عاطفی (دسرها، حیوانات خانگی و تصاویر عاشقانه) به طور قطع نسبت به تصاویر بی رنگ و بى روح از نظر وضوح در رتبه بندى بالاترى قرار گرفتند. این موضوع در مورد همه شرکت کنندگان مورد مطالعه صادق بود اما آن هایى که از یک تنوع ژنتیکى مشخص برخوردار بودند، از لحاظ بصری، نسبت به سایر افراد این نوع طبقه بندى از وضوح احساسى بیشتری بر خوردار بودند. این افراد به میزان بیشترى پوشش نویز بصرى اعمال شده را نادیده گرفتند.

همگى ما از نوعى بازخورد احساسی برخورداریم که ریشه در بخشی از مغز ما به نام آمیگدال (به فارسى بادامه) دارد. آمیگدال ناحیه کوچکى واقع در دستگاه لیمبیک در نزدیکی ساقه ى مغز است که نقش مهمى در حافظه، درک احساسات و پاسخ به آن ها دارد. همه ى شرکت کنندگان پاسخ هاى هیجانی ناشی از آمیگدال را نشان دادند که امرى تعجب آور و غیر طبیعى نیست اما شرکت کنندگانى که فاقد ژن ADRA2b بودند، فعالیت مغزی بیشترى در prefrontal cortex (vmPFC) یا قشر خلفى جانبى پیش پیشانى نشان دادند. این ناحیه از مغز، در تجارب عاطفی درونى، پاسخ های خارجی و نتیجه گیری های اجتماعی نقش دارد.


بیشتر بخوانید: افزایش حافظه با استفاده از تحریک مغز 


بنابراین فرض بر آن است که این مسیر به این صورت روى مى دهد: افراد فاقد این ژن واکنش متفاوتى نسبت به تاثیر انتقال دهنده ى عصبى نوراپی نفرین دارند (به همین دلیل، آنها فاقد برخى گیرنده ها به منظور اتصال به این انتقال دهنده هستند) که این امر منجر به افزایش وضوح احساسى و درک رویداد ها در آن ها گردیده است. این موضوع به نوبه ى خود، فرضیه اى در توجیه افزایش محتوای احساسی و در نتیجه بهبود قدرت حافظه مى باشد. گروه های بسیارى از اروپایی ها و آفریقایی ها فاقد ژن ADRA2b هستند که این امر به شکل بالقوه اى به ذخیره سازی خاطرات احساسی آن ها کمک می کند.

تمام تفاوت های ظاهرى میان انسان ها حاصل یک درهم آمیختگی از اثرات متقابل ژنتیک و تجربه مى باشد، بنابراین این تحقیق به بررسى مولفه های چند عاملى سایر انواع ژنتیکی، انتقال دهنده های عصبی و اثرات زندگی بر آ ن ها که بدون شک همگى در این امر دخیل هستند نمى پردازد. حقیقتا بسیاری از این مطالعات با بهره گیرى از تصاویر شکل گرفته است و ممکن است که EEV در سایر اطلاعات حسی همانند صداها و موسیقی و حتی تجربه های طعم دار(طعم و مزه) نیز مشارکت داشته باشد . همچنین ارتباطات بالقوه بین vmPFC و “اختلال استرس پس از سانحه” یا (PTSD) وجود دارد، بنابراین مى توان نتیجه گرفت یک ترکیب ژنتیکی مستقیما در بحث اختلاف در تجربیات برخی از بیماران مبتلا به PTSD دخیل است.