Alzheimer disease

مرگ سلول های عصبی، روشی نوین برای درمان آلزایمر!

گاهی اوقات کاهش نورون ها و سلول های عصبی مغز چندان بد نمی باشد

Unfit neurons
نورون های قرمز رنگ، نورون های نامناسبی اند که برای عملکرد بهتر مغز کشته می شوند و در ناحیه آبی رنگ قابل مشاهده می باشند؛ دینا کوئلو (CCU)

افکار رایجی که درباره ی بیماری آلزایمر وجود دارد، این است که مرگ مغزی سلول های عصبی و نورون ها در مغز، باعث ویرانی و نابود شدن شناخت فرد مبتلا به آلزایمر نسبت به محیط اطراف و اطرافیان خود می شود، اما پژوهش هایی که به تازگی انجام شدند این مورد را نشان می دهند که نه تنها مرگ سلول های عصبی مغز عامل بیماری آلزایمر نیستند بلکه یک واکنش محافظ در برابر این بیماری محسوب می شوند، که این مورد می تواند منجر به بازنگری و مطالعه و پژوهش دوباره درباره ی روش های درمان بیماری آلزایمر شود؛ برای اولین بار پژوهشگران در یک مرکز تحقیقاتی پیشرفته و ناشناخته در لیسبون و پرتغال نشان دادند که مرگ مغزی سلول های عصبی در بیماری آلزایمر (AD) اصلا بد نبوده و برعکس می تواند نتیجه ای مفید را دربر داشته باشد، که در آن یک مکانیزم کنترل کیفیتی سلول ها برای حمایت و محافظت از مغز، از انباشته شدن نورون هایی که عملکرد های مناسبی نداشته و مشکل ایجاد می کنند، جلوگیری به عمل می آورد؛ نتایج حاصل از پژوهش آن ها، که با استفاده از مگس های میوه که به لحاظ ژنتیکی اصلاح شده و در آن ها علائم بیماری آلزایمر تقلید شده بودند، به دست آمده و در مجله cell reports منتشر شدند.


بیشتر بخوانید :توانایی نورون ها در رمزگذاری کردن همزمان بیش از یک سیگنال


مکانیزم کنترل سلولی در این پژوهش، رقابت سلولی نام گرفت که این امر منجر به انتخاب مناسب ترین سلول های یک بافت می شد، که در این حالت یک مقایسه برای سازگاری سلول ها و سلول های اطراف آن ها با سلول های مکانیکی کمکی صورت می گرفت و این امر خودکشی آن ها را کمتر می کرد؛ اخیرا نیز این امر مشخص شده است که رقابت سلولی یک مکانیزم نرمال و قدرتمند ضد پیری در سیستم عمومی بدن و به ویژه در مغز محسوب می شود؛ ادواردو مورنو پژوهشگر اصلی آزمایشگاه سازگاری سلولی در آن مرکز تحقیقاتی پیشرفته و ناشناخته این چنین می گوید که در سال ۲۰۱۵ ما کشف کردیم که پاکسازی سلول های عصبی نامناسب از یک بافت بسیار حائز اهمیت بوده و مکانیزم ضد پیری را برای حفظ عملکرد اندام ها انجام می دهد؛ تیم وی معتقد است که اگر این سازگاری سلول ها در حالت پیری نرمال انجام گیرد، می تواند باعث سرعت بخشیدن به روند پیری شده و همچنین احتمال مبتلا شدن به بیماری های عصبی مانند بیماری آلزایمر، بیماری پارکینسون و همچنین بیماری هانتینگتون را افزایش دهد، البته این فرضیه هنوز مورد آزمایش قرار نگرفته است؛ وی در همکاری با آزمایشگاه بازسازی و اصلاح سلول های بنیادی کریستا راینر در مرکز تحقیقاتی پیشرفته با آزمایش علائم AD در مدل های مگس های میوه ی این بیماری شروع به کار کردند؛ آن ها با انجام اعمالی باعث شدند تا مگس های میوه ای که به صورت ژنتیکی دستکاری شدند، در مغز انسان بیان شوند و در نتیجه ی این کار پروتئین بتا آمیلوئیدی در مغز بیماران مبتلا به آلزایمر تشکیل شد که شکل گیری این پروتئین در مغز بیماران یک گام بسیار مهم در توسعه AD به شمار می رفت؛ آن عضوی که شامل ژن مگس می شد، نشانگر علائمی مشابه علائم بیماران مبتلا به AD بود، آن ها نشان دادند که مشکلاتی از جمله، از دست دادن حافظه بلند مدت، تسریع پیری مغز و مشکلات مربوط به هماهنگی حرکتی با افزایش سن بدتر می شوند؛ اولین چیزی که پژوهشگران می خواستند مشاهده کنند این بود که آیا مرگ سلول های عصبی در فرآیند رقابت جهت سازگاری سلول ها به طور فعال موثر بوده یا خیر، طبق گفته مورنو به عبارتی دیگر نورون ها به تنهایی نمی میرند بلکه به وسیله ی سلول های مکانیکی اطراف خود کشته می شوند؛ دینا کوئلو نویسنده اول این پژوهش، در رابطه با این موضوع این چنین گفت که هنگامی که ما شروع به انجام این پژوهش کردیم، دیدگاه رایج افراد این بود که مرگ سلول های مغزی همیشه باید مضر باشد و برای ما تعجب آور است که با توجه به نتایج پژوهش، مرگ سلول های عصبی خود یک عامل مقابله با بیماری های دیگری چون آلزایمر می باشد، وقتی که او مرگ سلول های عصبی را در مگس ها متوقف کرد، مشکلات حافظه و مشکلات هماهنگی در آن ها بدتر شدند و سریع تر می مردند و مغز آن ها سریع تر از هم می پاشید؛ با این حال هنگامی که او فرآیند رقابت برای سازگاری را تقویت کرد، باعث مرگ سلول های مغزی شدو در نتیجه در مگس ها پروتئین های آمیلوئیدی بتا مرتبط با AD افزایش یافتند و منجر به بهبودی قابل توجهی در آن ها شدند؛ طبق گفته راینر، این مگس ها مانند مگس های نرمال بوده اما علاوه بر شکل گیری حافظه، رفتار لوکوموتیو و یادگیری نیز دارند.

این پژوهش این را نشان داد که از آنجایی که مرگ سلول های عصبی روی مکانیزم ضد پیری اثر مثبت داشته روی بیماری آلزایمر نیز تاثیر مثبتی خواهد داشت و بنابراین از دست دادن نورون ها چیز بدی نیست و بدتر از آن نیست، پس اجازه دهید که این نورون ها بمیرند، طبق نتیجه ای که مورنو از این پژوهش گرفت، ما به طور اشتباه درباره ی بیماری آلزایمر نتیجه گیری کرده بودیم اما نتایج ما نشان می دهد که  مرگ سلول های عصبی مفید است و تاثیر مثبتی دارد، که در طی این روند، نورون هایی که از عصاره ی مضر بتا آمیلوئیدی از مدار های مغزی متاثر شده بودند، ناکارآمد می شوند و مرگ آن ها به نفع بوده و تاثیر مثبتی بر بیماری آلزایمر خواهد داشت؛ در نتیجه این پژوهش پیامد های درمانی زیادی را نیز به همراه خواهد داشت، که این پیامد ها باعث به وجود آمدن عوامل و دارو هایی می شوند که منجر به خود کشی سلول های عصبی و درمان آلزایمر خواهند شد که طبق گفته مورنو، مولکول هایی وجود دارند که به عنوان مهار کننده خودکشی سلولی عمل می کنند و همچنین برخی از دارو های تجربی نیز وجود دارند و آزمایش می شوند که آن ها بر مهار کننده های مرگ سلولی تاثیر گذاشته و آن ها را مهار می کنند و باعث مرگ ناگهانی سلول های عصبی می شوند.