Second Crusade

تاریخ خونین؛ دومین جنگ صلیبی

جنگ صلیبی دوم بین سال های ۱۱۴۷ تا ۱۱۴۹ میلادی، با هدف کلی آزادسازی ایالت اِدِسا، توسط پاپ و اشرافزادگان اروپایی برنامه ریزی شد. دومین جنگ صلیبی با وجود حضور ۶۰۰۰۰ سرباز و رهبری ۲ پادشاه، به سختی شکست خورد و پیروزی بزرگی برای مسلمانان محسوب شد. این جنگ نه تنها به اهداف خود نرسید، بلکه رابطه بین امپراطوری بیزانس و غرب را خراب کرد. تنها موفقیت این جنگ برای صلیبیون، آزادسازی شهر های پرتغالی از دست مسلمانان بود.

جرقه های آغازین

تسخیر اِدسا

اِدسا در طی جنگ صلیبی اول به قلمرو صلیبیون افزوده شده بود و بالدوین بوین حکمرانی آنرا بر عهده گرفته بود. این ایالت کُنت نشین، از مراکز اصلی قدرت صلیبیون بود که از نظر تجاری و فرهنگی ارزش زیادی داشت. در سال ۱۱۴۴ این ایالت از طرف حاکم موصل، عماد الدین زنگی، مورد حمله واقع شد و به علت موقعیت جغرافیایی و آسیب پذیری زیاد، شکست خورد و به تصرف زنگیان درآمد. زنگیان پس از تسخیر اِدسا، تمامی مسیحیان غربی را یا کشته و یا به بردگی گرفتند ولی به مسیحیان شرقی اجازه اقامت دادند.

مسیحیان ایالت های اطراف که خطر بزرگی را از طرف زنگیان احساس میکردند و توانایی دفاع نداشتند، درخواست کمک کردند.

شروع جنگ

پاپ اوژن سوم پس از اطلاع از سقوط ادسا، اعلام جنگ کرد و مردم را به شرکت در جنگ صلیبی دعوت کرد. مردم که از بدو تولد داستان نبرد های قهرمانانه شوالیه ها و اشرافزادگانی مانند بوهموند تارانتو و گادفری بویان را شنیده بودند و با تصور شجاعت آنها بزرگ شده بودند، با امید اینکه خود نیز قهرمان تلقی شوند، برای جنگ آماده شدند. همچنین پاپ اعلام کرد که کسانی که این جنگ الهی را قبول کنند، گناهانشان بخشیده خواهد شد حتی اگر در راه بمیرند؛ از خانواده و دارایی آنها نیز محافظت خواهد شد و قرض هایشان به تعلیق درخواهد آمد. کشیش محبوب، سَنت برنارد کلروو آبوت نیز با تکرار داستان های قهرمانانه از جنگ صلیبی اول و قول بخشیده شدن گناهان، تعداد زیادی از مردم را در سرتاسر اروپا برای شرکت در جنگ ترغیب کرد. 

یکی از اشکالات جنگ صلیبی دوم این بود که هدف مشخصی نداشت. برخلاف جنگ صلیبی اول که صرفاً به هدف آزادسازی مسیر اورشلیم رخ داد، هدف های جنگ صلیبی دوم بسیار پراکنده بودند. از جمله آزادسازی اِدسا از چنگ زنگیان و محافظت از نوار مسیحی در آسیای صغیر و مقدسات مسیحی و  ولی اهداف فرعی مانند آزادسازی لیسبون. مشخص نبودن هدف اصلی موجب تفرقه نیرو ها و گمراهی آنها شد.

ارتش پادشاهان

کُنراد سوم، پادشاه آلمان، و لویی هفتم، پادشاه فرانسه، با شوالیه ها و ارتش خود در مارس ۱۱۴۷ سفر خود را به سمت قسطنطنیه آغاز کردند. جنگ صلیبی دوم اولین جنگ مسیحی بود که در آن دو پادشاه، ارتش را رهبری میکردند. در مسیر، نیرو های ایتالیایی، نروژی، شمالی، و باقی مانده نیرو های فرانسوی به آنها ملحق شدند و ارتشی ۶۰۰۰۰ نفره به قسطنطنیه رسید. در این جنگ نیز مانند جنگ اول، ارتش صلیبی در مسیر، به بهانه اینکه یهودیان به اهداف آنها کمک نمیکنند، آنها را قتل عام کردند و شهر هایشان را غارت کردند ولی با مخالفت شدید پاپ رو به رو شدند.

در این حین، تلاش ژوسلین دوم برای بازپس گیری اِدسا با شکست مواجه شده بود و ایالت اِدسا اینبار توسط پسر عماد الدین، نورالدین زنگی، تسخیر و غارت شد. همه مسیحیان مرد کشته شدند و زنان و بچه ها به بردگی گرفته شدند.


بیشتر بخوانید: تاریخ خونین؛ نخستین جنگ صلیبی


جنگ در ایبری و سقوط لیسبون

جنگ جویانی که از مسیر دریایی حرکت کردند بسیار سریعتر از مسیر زمینی به مقصد میرسیدند، پس احتیاجی به عجله نبود. در فاصله اینکه ارتش زمینی به نزدیکی قسطنطنیه برسد، به دستور پاپ، ارتش دریایی به کمک آلفونسو اول، پادشاه پرتغال، رفتند تا مناطق تسخیر شده ایبری و اندلس را از دست مسلمانان آزاد کنند. حدود ۱۶۰ تا ۲۰۰ کشتی حامل ارتش صلیبی، به سمت لیسبون هجوم بردند. به محض رسیدن به لیسبون، محاصره آغاز شد و پس از چهار ماه، با اتمام آذوقه لیسبون، شهر تسلیم شد.

برخی صلیبیون در لیسبون ماندند و باقی برای کمک به آلفونسو هفتم، پادشاه لئون، و رامون برنگور، کنت بارسلونا، به سمت جنوب رفتند و شهر آلمریا را نیز تسخیر کردند. در مسیر نیز شهر های کوچک این ناحیه را آزاد کردند. ولی حمله آنها به نواحی جنوبی اسپانیا با شکست مواجه شد.

جنگ صلیبی وندی

ساکسون ها و اشرافزادگان هلندی و شمالی اروپا، علاقه ای برای سفر طولانی به آسیا را نداشتند؛ پس به دستور پاپ اقدام به تسخیر نواحی بت پرست شمالی و اطراف آلمان کردند. اینبار هدف اصلی جنگ قتل و غارت نبود بلکه ترغیب بت پرستان به مسیحی شدن، هدف بزرگتری برای پاپ بود. پس ارتش صلیبی به شمال اروپا و اطراف آلمان هجوم بردند. هرچند که باز هم بیشتر شهر ها را غارت کردند و بیشتر مردم را کشتند ولی شهر های دابین و مالکوو مسیحی شدند. علت موفق نبودن این جنگ این بود که ارتش حین نبرد به این پرسش میرسیدند که «آیا زمینی که ما ویران میسازیم، زمین ما نیست؟ آیا مردمی که میکشیم، مردم ما نیستند؟» و این باعث میشد انگیزه جدی برای قتل و غارت و تسخیر را از دست بدهند.

به گفته برنارد کلروو، هدف این جنگ، تغییر دین اسلاو های کافر بود «تا زمانی که خداوند کمکمان میکند، آنها باید تغییر دین بدهند یا کشته شوند.» ساکسون ها موفق شدند بسیاری از وند ها را مسیحی کنند ولی آنها بلافاصله بعد از اینکه ارتش صلیبی زمین هایشان را ترک کرد، به دین قبلی خود روی آوردند و عقیده داشتند که «اگر آنها برای تقویت دین مسیحیت آمده بودند، باید این کار را با موعظه انجام میدادند، نه از طریق جنگ و زور بازو.»

امپراطوری بیزانس

عبور از قسطنطنیه

امپراط.ر بیزانس، مانوئل اول، به شدت به غرب علاقه داشت و به غربی هایی که در قسطنطنیه زندگی میکردند امتیازات ویژه اعطا میکرد و درجات نظامی بالایی به آنها میداد. ولی پس از جنگ صلیبی اول، شک و تردید میان بیزانس و غرب شدت گرفته بود. نگرانی مانوئل اول این بود که مانند جنگ صلیبی اول، صلیبیون زمین های بیزانس را به نام خودشان تسخیر کنند. در نتیجه وقتی که ارتش صلیبی به قسطنطنیه رسید، امپراطور از پادشاهان آلمان و فرانسه خواست که قسم وفاداری بخورند.

غربیان به علل متعددی به شدت نسبت به بیزانسی ها مشکوک بودند. امپراطور بیزانس به جای اهداف جنگ، نگران منافع خود بود، هیچ کمک خاصی به ارتش صلیبی نمیکرد، به شهر صلیبی انطاکیه خمله کرده بود، سلاح های دفاعی قسطنطنیه به شدت تقویت شده بود، در مسیر قسطنطنیه ارتش محافظ قرار داده بود، و مهم تر از همه، بیزانس با سلجوقیان پیمان صلح بسته بود.

در نتیجه وقتی امپراطور درخواست قسم وفاداری کرد، غربی ها به شدت خشمگین شدند و لویی هفتم خواستار حمله به قسطنطنیه شد. ولی آلمانی ها که در مسیر با سیل و طوفان رو به رو شده بودند و بخش بزرگی از ارتششان را از دست داده بودند مخالفت کردند و باقی ارتش صلیبی را قانع کردند که اهداف اصلی جنگ، مهمترند.

حمله سلجوقیان

کنراد سوم بدون توجه به هشدار های امپراطور نسبت به ارتش سلجوقی، با ارتش آلمانی، راهی آناتولی شد ولی ارتش وی که بی نظم، بی برنامه، پراکنده و گرما زده بودند، آمادگی هوای گرم و خشک بیابانی و مسیر طولانی را نداشتند و خسته شدند. در همین حین، ارتش سلجوقی متشکل از کمانداران ماهر و سوارکار، به ارتش کنراد حمله کردند و از فاصله زیاد بدون تلفات جدی، ارتش صلیبی را به خاک و خون کشیدند و حتی کنراد را نیز زخمی کردند. باقی مانده ارتش آلمانی همراه کنراد سوم، به سمت نایسیا فرار کردند و از آنجا به سمت قسطنطنیه عقب نشینی کردند.

لویی هفتم که از این شکست کنراد سوم متعجب شده بود، با ارتش خود، با آمادگی به سمت آناتولی رفت و ارتش سلجوقی را با شوالیه های سوارکار خود شکست داد؛ ولی یک ماه بعد، فرانسوی ها در مسیر کوهستان کامادو، به شدت از سلجوقیان شکست خوردند. ارتش صلیبی خیلی پراکنده بود و راهی برای ارتباط نداشتند و سلجوقیان از این فرصت نهایت استفاده را بردند و در جنگ های متعدد آنها را شکست دادند.

محاصره دمشق

ارتش لویی هفتم در مارس ۱۱۴۸ به انطاکیه رسید و برخلاف درخواست ریموند، حاکم انطاکیه، به جای شمال به سمت جنوب حرکت کرد. اِدسا دو بار غارت شده بود و چیزی برای نجات دادن نمانده بود پس لویی هفتم تصمیم گرفت به جای آن، به شهر دمشق حمله کند که بزرگترین تهدید برای اورشلیم محسوب میشد. دمشق که در گذشته متحد ایالت های صلیبی بود، اکنون با سلجوقیان متحد شده بود و اثباتی برای اینکه پس از آزادسازی دوباره با سلجوقیان متحد نشود وجود نداشت؛ پس ارتش صلیبی تصمیم به محاصره و تسخیر این شهر گرفت. صلیبیون میتوانستند با تسخیر این شهر قهرمانانه به خانه برگردند و شکست های متعددشان را نادیده بگیرند.

نورالدین زنگی که از تصمیم صلیبیون مطلع شده بود، با ارتش خود به سمت دمشق حرکت کرد تا از شهر دفاع کند. در ۲۴ جولای ۱۱۴۸، محاصره دمشق آغاز شد ولی شهر محافظت شدیداَ قدرتمندی داشت و قابل نفوذ نبود. همچنین آب ارتش تمام شده بود و سربازان تشنه و خسته بودند. با شنیدن خبر حمله نورالدین زنگی، صلیبیون که توانایی دفاع از خود را نداشتند، پس از چهار روز محاصره را رها کردند و به اروپا بازگشتند.

نتایج جنگ صلیبی دوم

  • دیپلماسی های امپراطوری بیزانس به کل شکست خورد و هم با اروپا در غرب و هم با سلجوقیان در شرق، به اختلافات شدید برخورد.
  • در غیاب کنراد سوم، پادشاه نورمن ها، راجر دوم، به سرزمین های آلمان حمله کرد.
  • کافر های شمالی، با خروج صلیبیون به دین قبلی خود بازگشتند.
  • نیمه شمالی اندلس به تسخیر مسیحیان درآمد.
  • ریموند، حاکم انطاکیه مرد و پسرش جرج توانایی مقاومت دربرابر حمله های مسلمانان را نداشت؛ در نتیجه انطاکیه به تصرف نورالدین زنگی درآمد.
  • در سال ۱۱۴۹ میلادی، مسلمانان متحد شدند و قلمرو خود را تا مصر گسترش دادند که باعث ظهور حاکم و جنگجوی بزرگ، صلاح الدین، شد که با ارتش عظیم خود، به اورشلیم حمله کرد و آنرا تسخیر کرد و زمینه را برای شروع جنگ صلیبی سوم آماده کرد.
  • شکست های فراوان صلیبیون، تمام موفقیت های رهبران جنگ صلیبی اول را زیر سوال برد و موجب اتحاد و قدرتمند شدن مسلمانان شد.
  • با از دست دادن انطاکیه و اورشلیم، تمام موفقیت های جنگ صلیبی اول، از دست رفت.