Third Crusade

تاریخ خونین؛ سومین جنگ صلیبی

جنگ صلیبی سوم در پی تسخیر اورشلیم توسط صلاح الدین، در سال ۱۱۸۹ میلادی با هدف بازپسگیری این شهر و شکست صلاح الدین آغاز شد. ارتش صلیبی در این جنگ توسط دو پادشاه انگلستان و فرانسه به همراه امپراطور روم مقدس رهبری شد و در طی آن بیشتر شهر های از دست رفته پس گرفته شدند و بخش هایی از امپراطوری بیزانس نیز به تسخیر صلیبیون درآمد. هرچند که صلیبیون موفق به بازپس گیری اورشلیم نشدند، ولی در این جنگ، پیروزی های متعدد و افتخارآمیزی به دست آوردند و حکومت صلاح الدین را به شدت تضعیف کردند.

حکومت صلاح الدین، تسخیر اورشلیم و آغاز جنگ

پس از پایان جنگ صلیبی دوم و شکست سنگین صلیبیون، مسلمانان که امید از دست رفته خود را بازیافته بودند، باهم متحد شدند تا سرزمین های از دست رفته را از صلیبیون پس بگیرند. پس از مرگ نورالدین زنگی، وزیر به قدرت رسیده او، صلاح الدین ایوبی، نایب السلطنه پسر نورالدین، صالح شد که هنوز به سن قانونی نرسیده بود. صلاح الدین که فرماندهی قدرتمند بود، تصمیم گرفت تا از ضعف ارتش صلیبی استفاده کند و پادشاهی اورشلیم را که از نخستین جنگ صلیبی حکومت منطقه را به دست گرفته بود را تسخیر کند.

نبرد حطین

صلاح الدین با نقشه های زیرکانه شهر ها و بندر های اطراف اورشلیم را تسخیر کرد و نیرو های صلیبی را در تنگنا قرار داد. ارتش صلیبی که در شهر عکا پناه گرفته بودند، از ترس نیرو های صلاح الدین، به شهر حطین فرار کردند و در دام صلاح الدین افتادند. در طی نبرد حطین بخش عمده نیرو های صلیبی شکست خوردند و کشته شدند و اورشلیم تقریباً بی دفاع ماند. مردم اورشلیم نیز که نمیخواستند کشته شوند، در سال ۱۱۸۷ تسلیم صلاح الدین شدند و اورشلیم پس از ۹۰ سال، دوباره در تسلط مسلمانان درآمد.

آغاز جنگ صلیبی سوم

پس از رسیدن خبر تسخیر اورشلیم به اروپا، پاپ گرگوری هشتم، دستور جنگ صلیبی سوم را صادر کرد. هدف جنگ بازپس گیری اورشلیم و شکست صلاح الدین بود. با پخش شدن خبر اعلام جنگ در اروپا، فیلیپ دوم، پادشاه فرانسه، ریچارد اول پادشاه انگلستان، و فردریک اول، امپراطور مقدس روم، ارتش های خود را آماده جنگ کردند.


بیشتر بخوانید : تاریخ خونین؛ نخستین جنگ صلیبی


لشکرکشی فردریک اول

فردریک اول، با ارتش خود از راه زمین راهی قسطنطنیه شد. امپراطور بیزانس که احساس خطر کرده بود، پیش از رسیدن ارتش فردریک، با سلجوقیان و صلاح الدین متحد شد تا در صورت حمله فردریک، توان مقابله داشته باشد. فردریک اول که این اعمال آیزاک، امپراطور بیزانس را دید، پسرش را به ایتالیا فرستاد تا از پاپ، دستور حمله به قسطنطنیه را بگیرد. خود فردریک نیز شهر ادرنه را غارت کرد و همه شهر های میان دریای اژه و دریای سیاه را تسخیر کرد. آیزاک که توان مقابله با فردریک را نداشت، اجازه عبور وی از قسطنطنیه را صادر کرد و فردریک راهی اورشلیم شد.

سلجوقیان که آماده حمله فردریک بودند، با سوارکاران و تیراندازان خود، ارتش فردریک را تحت فشار قرار دادند؛ ولی فردریک مقاومت کرد و به شهر قونیه حمله کرد. با اینکه قونیه شهری قدرتمند بود ولی به راحتی از ارتش صلیبی شکست خوردند و فردریک عازم مناطق جنوبی تر شد. ولی به دلایل نامعلوم، در رودخانه گوسکو غرق شد. ارتش وی که امپراطورشان را از دست داده بودند به سمت سرزمین خودشان بازگشتند و تنها ۵۰۰۰ نفر باقی ماندند که جسد فردریک را به شهر انطاکیه بردند تا در آنجا دفن شود. در انطاکیه پس از استقبال بوهموند سوم، شاهزاده شهر، به همراه ارتش بوهموند، راهی شهر عکا شدند و آنرا محاصره کردند.

در همین زمان، فیلیپ دوم نیز که از مسیر دریا سفر کرده بود، با ارتش خود به عکا رسید و به محاصره کمک کرد. صلاح الدین نیز برای کمک به شهر ارتش خود را به سمت عکا فرستاد تا از پشت ارتش صلیبی، آنها را تحت فشار قرار دهد.

ارتش ریچارد شیردل و تسخیر عکا

تصرف قبرس

ریچارد اول که کمی پس از فیلیپ دوم از مسیر دریا سفر خود را آغاز کرده بود، در نزدیکی قبرس در طوفانی شدید، چند کشتی خود را از دست داد و چند کشتی دیگر در قبرس به گل نشستند. قبرس تحت فرمانروایی امپراطور بیزانس بود که با صلاح الدین متحد بودند؛ پس به کشتی های ریچارد حمله کردند ولی به سرعت متوجه اشتباه خود شدند زیرا ریچارد با تمام ارتش خود به قبرس حمله کرد و به راحتی کل جزیره را تسخیر کرد. ریچارد از این جزیره برای کمک رسانی و پایگاه تولید تجهیزات نظامی استفاده کرد که یکی از دلایل اصلی موفقیت های آینده او بود.

تصرف عکا

ریچارد که پیش از رسیدن به سرزمین مقدس، آوازه پیروزی و قدرتش در کل منظقه پیچیده شده بود، پس از ایجاد ثبات در قبرس، همراه ارتشش راهی عکا شدند و در راه، کشتی های کمکی مسلمانان را غرق کرد. در عکا نیز به راحتی نیرو های صلاح الدین را شکست دادند و به کمک باقی ارتش صلیبی، شهر را تصرف کردند و ۳۰۰۰ نیروی مسلمان را اسیر کردند.

صلاح الدین که شکست را پذیرفته بود، به ریچارد پیشنهاد داد که در ازای پرداخت دویست هزار دینار، مسلمانان اسیر شده را آزاد کند ولی برای جمع آوری پول، درخواست زمان کرد. ریچارد که پادشاهی عادل و بخشنده بود، درخواست را پذیرفت ولی صلاح الدین از پرداخت پول ممانعت میکرد و درخواست تمدید زمان برای جمع آوری میکرد. پس از سومین درخواست صلاح الدین، ریچارد که میدانست هدف وی به تعویق انداختن حمله صلیبیون و افزایش قدرت مسلمانان است، همه اسیران مسلمان را اعدام کرد. با این کار، احترام مسلمانان به ریچارد به شدت افزایش یافت؛ زیرا آنان برای اشخاصی که بخشنده بودند ولی در صورت لزوم از قتل عام ابایی نداشتند احترام زیادی قائل بودند.

فیلیپ دوم که پس از تصرف عکا مأموریت خود را پایان یافته میدانست، بخش اصلی ارتش خود را تحت فرمان ریچارد قرار داد و با باقی مانده ارتشش به فرانسه بازگشت.

پیشروی ریچارد و نبرد آرسوف

ریچارد اول که اکنون تنها رهبر ارتش صلیبی بود، عازم شهر یافا شد؛ زیرا یافا به علت موقعیت جغرافیایی، شهر مناسبی برای ایجاد پایگاه برای تولید تجهیزات و رساندن نیروی کمکی حین محاصره اورشلیم بود. ریچارد که کاملاً با تاکتیک های حمله های ناگهانی مسلمانان آشنا بود، ارتش خود را طوری منظم کرد که در اطراف سپر داران با نیزه های بلند آماده حمله باشند و در ردیف های میانی، کمانداران آماده پاسخ به حملات باشند. بدین طریق برخلاف ارتش های فردریک و فیلیپ، ارتش ریچارد بدون هیچ مشکلی حمله های صلاح الدین را پاسخ داد و هیچ فشاری را متحمل نشد.

وی همچنین توسط ارتش دریایی خود از سوی قبرس حمایت میشد و برخلاف تمامی ارتش های صلیبی پیشین که در مسیر با مشکلات متعددی مانند کمبود آذوقه و نبود نیروی کمکی رو به رو بودند، ریچارد به راحتی مسیر خود را به سمت یافا باز میکرد و یکی پس از دیگری شهر ها را فتح میکرد. در سرتاسر منطقه همه از او به نام هایی مانند ریچارد آزادگر یا ریچارد شیردل یاد میکردند و وی تبدیل به یک قهرمان شده بود.


بیشتر بخوانید : تاریخ خونین؛ دومین جنگ صلیبی


صلاح الدین که طی لشکرکشی ریچارد شیردل، بیش از ده هزار سرباز خود را از دست داده بود، به شدت خشمگین بود و اعتبارش خدشه دار شده بود. کسی که به راحتی اکثر شهر های صلیبیون را تسخیر کرده بود اکنون با شکست های سهمگینی در برابر ارتش ریچارد رو به رو میشد و نمیتوانست هیچ پاسخ جدی ای به حملات وی بدهد. بنابراین تصمیم گرفت در جنگل های آرسوف کمین کند تا هنگامی که ریچارد از آنجا عبور میکند او را شکست دهد.

تصرف آرسوف و یافا

ریچارد که موفقیت هایش به قدرتش افزوده بود، کاملاً برای هر حمله صلاح الدین آماده بود. بنابراین وقتی که وارد جنگل های آرسوف شد و صلاح الدین به وی حمله کرد، به راحتی با او مقابله کرد و صلاح الدین شکست سهمگینی را متحمل شد. ریچارد پس از این حمله برای اثبات غیر قابل مقایسه بودن قدرتش، شهر آرسوف و سپس شهر یافا را به راحتی تصرف کرد. سپس اعلام کرد که برای مذاکره با صلاح الدین آماده است. صلاح الدین که اعتبارش را از دست داده بود، پیشنهاد را رد کرد. ریچارد نیز به سمت اشکلون لشکرکشی کرد.

Lionheart Vs. Saladin

حمله ریچارد به اشکلون

مشاوران ریچارد به وی یادآوری میکردند که هدف اصلی جنگ، بازپس گیری اورشلیم است؛ ولی ریچارد میدانست که اورشلیم با دریا فاصله زیادی دارد و حمایت نیرو های دریایی خود را از دست میدهد. همچنین میدانست که در مسیر، صلاح الدین به راحتی میتواند از پشت به ارتشش حمله کند و آنها را شکست دهد. همچنین هیچ اثباتی نبود که به محض خروج ریچارد از اورشلیم، صلاح الدین دوباره به شهر حمله نکند؛ پس چه دلیلی داشت این ریسک را بپذیرد. در نتیجه ریچارد تصمیم گرفت به شهر های جنوبی تر حمله کند تا در مرکز حکومت صلاح الدین رخته ایجاد کند و ارتباط وی با سرزمین های خودش را قطع کند. پس به سمت شهر اشکلون  لشکرکشی کرد و شهر را تصرف کرد و جنگجویانش را اسیر کرد.

حمله صلاح الدین به یافا

در همین حین، صلاح الدین که نمیتوانست خشم خود را کنترل کند، از نبود ریچارد استفاده کرد و دوباره به شهر یافا حمله کرد. ساکنین یافا که انتظار نداشتند حاکم ظالمشان به این سرعت برگردد، به سادگی شکست خوردند. صلاح الدین خشمگین، شروع به قتل عام مسیحیان و مردمی کرد که از حکومت ریچارد خشنود بودند. وقتی این خبر به ریچارد رسید، خودش همراه بخش کوچکی از شوالیه هایش با کشتی به سرعت خود را به بندر یافا رساندند. با اینکه مسلمانان از نظر تعداد به شدت برتری داشتند، ولی ریچارد و شوالیه هایش خیابان به خیابان و کوچه به کوچه شهر، بدون هیچ مشکلی مسلمانان را میکشتند و از سر راه کنار میزدند و مردم بیگناه را نجات میدادند. شجاعت و قدرت وی به حدی روی مسلمانان تأثیر گذاشته بود که به گفته جِی استیون رابرت، تاریخدان مشهور،

ارتش صلاح الدین سر جایشان خشک شده بودند و وقتی ریچارد به تنهایی جلوی ارتش مسلمانان عقب و جلو میرفت و آنها را تحریک میکرد، هیچ یک جرئت حرکت و حمله نداشتند.

پایان جنگ

پس از این پیروزی بزرگ، صلاح الدین و ریچارد طی صلحنامه راملا، قبول کردند که

  • سرزمین های تصرف شده توسط مسیحیان، به رسمیت شناخته شوند و مورد مورد حمله قرار نگیرند.
  • مسیحیان غیرمسلح اجازه داشته باشند که وارد اورشلیم بشوند تا مناسک مذهبی خود را انجام دهند.

این توافق به معنای پایان سومین جنگ صلیبی بود. با وجود اینکه صلیبیون طی این جنگ به هدف اصلی خود یعنی بازپسگیری اورشلیم نرسیدند ولی پیروزی های بزرگی که به دست آوردند تأثیر بزرگی بر آینده مسیحیان گذاشت. همچنین صلاح الدین که توسط ریچارد شیردل تحقیر شده بود، به شدت تضعیف شد و اعتبار و قدرت خود را از دست داد. همچنین طی این جنگ، سرزمین های زیادی به قلمرو مسیحیان افزوده شد و در کل موفقیت آمیز بود.