Fourth Crusade

تاریخ خونین؛ چهارمین جنگ صلیبی

چهارمین جنگ صلیبی شاید مشهور ترینِ این جنگ ها باشد. نتایج این جنگ آنچنان تأثیری بر دنیای مسیحیت گذاشت که دیگر هیچ گاه قابل جبران نبود. جنگ صلیبی چهارم برخلاف جنگ های پیشین، ضد کشور های مسیحی انجام شد. ارتشی که قرار بود قدرت مسیحیت را در جهان گسترش دهد، آنچنان رخنه ای در جهان مسیحیت ایجاد کرد که باعث طهور قدرت های مسلمانی مانند امپراطوری عثمانی شد.

پیش زمینه و آغاز جنگ

پس از جنگ صلیبی سوم و بازگشت ریچارد شیردل به اروپا، با اینکه سرزمین های زیادی به قلمرو مسیحیت افزوده شده بود، ولی اورشلیم، همچنان در دست صلاح الدین ایوبی بود و جنگ صلیبی سوم موفق به بازپسگیری آن نشده بود. بنابراین در سال ۱۱۹۸، پاپ اینوسنت سوم جنگ صلیبی چهارم را واجب می دید تا این شهر بار دیگر به تصرف مسیحیان دربیاید. نیرو هایی که تازه از جنگ صلیبی سوم بازگشته بودند، توانایی شرکت در جنگ را نداشتند و نمی خواستند تمام مسیری را که بازگشته بودند، دوباره طی کنند. برای همین انگلستان درخواست پاپ را قبول نکرد؛ ولی فرانسه و امپراطوری روم مقدس، ارتش خود را آماده کردند.


بیشتر بخوانید: تاریخ خونین؛ سومین جنگ صلیبی


ارتش صلیبی برای عازم شدن به سمت اورشلیم، به کشتی نیاز داشت تا بتواند با سرعت و به راحتی مسیر را طی کند. پس با جمهوری ونیز قرارداد بستند تا در ازای پرداخت ۸۵۰۰۰ مارک نقره، کشتی سازان ونیزی برایشان کشتی بسازند. هدف این بود که با کشتی به مصر، پایتخت جهان اسلام، حمله کنند و از آنجا راهشان را به سمت اورشلیم باز کنند.

Map

قرارداد ونیز

در سال ۱۲۰۲ وقتی ارتش صلیبی به ونیز رسید، به جای ۳۳۵۰۰ سرباز قول داده شده، تنها ۱۲۰۰۰ سرباز وارد کشور شدند. ونیز برای ساختن کشتی برای ۳۳۵۰۰ نفر به شدت تحت فشار قرار گرفته بود و ۵۰ کشتی گالی و ۴۵۰ کشتی نفربر ساخته بود. ساخت این تعداد کشتی هزینه بسیار هنگفتی داشت و برای تعداد سرباز حاضر بسیار زیاد بود. سربازان حاضر نیز نمی توانستند هزینه توافق شده را پرداخت کنند. ونیز یک جمهوری بود و رهبر آن نمی خواست بدقولی ارتش صلیبی را با افزایش مالیات مردم خودش جبران کند؛ در نتیجه، به ارتش صلیبی اجازه خروج نداد تا زمانی که تمام هزینه را پرداخت کنند.

ارتش صلیبی به هر نحوی که می توانستند، با فروش سلاح های اضافه و آذوقه، توانستند ۵۱۰۰۰ مارک نقره جمع کنند؛ ولی هنوز ۳۴۰۰۰ مارک از قیمت توافق شده کم داشتند. انریکو داندولو، رهبر ونیز، برای جبران خسارت به ارتش صلیبی پیشنهاد داد که در ازای مبلغ باقی مانده، به شهر زادار حمله کنند و آنرا به نام جمهوری ونیز تصرف کنند.

حمله به زادار

شهر زادار، یکی از شهر های بندری کشور مجارستان بود که بخشی از قلمرو مسیحیت محسوب می شد. بنابراین حمله به زادار، حمله ارتش صلیبی به مسیحیت محسوب می شد که از نظر پاپ قابل قبول نبود. برای همین، پاپ اینوسنت سوم، تهدید کرد که اگر به زادار حمله شود، وی ارتش صلیبی را طرد می کند. رهبران ارتش این پیام را دریافت کردند ولی برای اینکه در ارتش هرج و مرج اتفاق نیفتد، نامه را از ارتشیان پنهان کردند. با این وجود، تعدادی از صلیبیون این حمله را غیر قابل قبول دانستند و ارتش را ترک کردند. این سربازان از مسیری متفاوت به سمت اورشلیم حرکت کردند ولی به علت کم تعداد بودن، کار خاصی از پیش نبردند.

باقی ارتش صلیبی، به رهبری کنت بونیفاس به سمت شهر زادار لشکرکشی کردند. مردم شهر زادار به مشاهده ارتش صلیبی، روی دیوار های شهر پرچم های صلیب آویزان کردند تا نشان دهند این شهر بخشی از قلمرو مسیحیت است و با این وجود، ارتش صلیبی شهر را محاصره و تسخیر کرد؛ سپس وارد شهر شدند و مردم زیادی را کشتند و شهر را غارت کردند.

با این حمله، قرض آنان به ونیز پرداخته شد و حال می توانستند به سمت اورشلیم لشکرکشی کنند. ولی تصمیم گرفتند که زمستان را در زادار بمانند و در بهار راهی مصر شوند. در این فاصله، کنت بونیفاس به باواریا رفت تا پادشاه باواریا، فیلیپ اول را ملاقات کند. در آنجا، او شاهزاده فراری امپراطوری بیزانس، الکسیوس چهارم را ملاقات کرد.

امپراطوری بیزانس

پس از مرگ مانوئل اول، امپراطور بیزانس، آیزاک دوم جانشین او شد. آیزاک امپراطوری نالایق و فاسد بود که چیزی از اداره کشوری به بزرگی بیزانس نمی دانست. برای همین، برادرش الکسیوس سوم، او را کور کرد و امپراطور جدید بیزانس شد. پسر آیزاک، الکسیوس چهارم، برای محافظت از خود در برابر عمویش، به باواریا فرار کرد. در آنجا، با ملاقات رهبر ارتش صلیبی، فرصت را مناسب دید تا حکومت را از عمویش پس بگیرد.

الکسیوس چهارم به بونیفاس پیشنهاد داد که اگر به قسطنطنیه حمله کنند و امپراطوری را به وی بازگردانند، به ارتش صلیبی ۲۰۰۰۰۰ مارک نقره پرداخت می کند و ۱۰۰۰۰ سرباز در اختیارشان قرار می دهد تا اورشلیم را تصرف کنند. همچنین قول داد که کلیسای ارتدوکس شرق را با کلیسای کاتولیک غرب متحد کند.

ارتش صلیبی نمی خواستند به یک شهر مسیحی دیگر نیز حمله کنند؛ ولی رهبر ونیز که فرصت را مناسب می دید که ثروت بیشتری برای کشورش به دست بیاورد، به رهبران ارتش صلیبی رشوه داد تا پیشنهاد را قبول کنند. بنابراین ارتش صلیبی راهی پایتخت مسیحیت در شرق اروپا شد.

حمله به قسطنطنیه

دفاع قسطنطنیه

در تابستان سال ۱۲۰۳، ارتش صلیبی به قسطنطنیه رسید. امپراطور بیزانس که از حمله باخبر بود، ۱۵۰۰۰ سرباز برای دفاع از شهر آماده کرده بود. همچنین محافظان سلطنتی و ارتش ساکسون ها و نورث های شمالی نیز برای دفاع در داخل شهر آماده بودند. ارتش صلیبی که توان مقابله با این ارتش را نداشت، به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول از سمت شمالی و غربی به شهر نزدیک شدند و گروه دوم همراه ونیزی ها، راهی تنگه بسفر شدند تا از راه دریایی شهر را تصرف کنند.

برای حمله از راه دریا، لازم بود که کشتی های صلیبی وارد بندرگاه طلایی شوند. ولی در مسیر این بندر، زنجیری بلند کشیده شده بود که از عبور کشتی ها جلوگیری می کرد. بنابراین کشتی های صلیبی از نتگه بسفر گذشتند و به سمت گالاتا حرکت کردند. امپراطور بیزانس که انتظار این حرکت را داشت، در شمال گالاتا، ارتشی قرار داده بود تا از نفوذ صلیبیون جلوگیری کند. ارتش صلیبی از کشتی های ونیزی خارج شدند و شوالیه های سوارکار به سمت ارتش بیزانس حمله کردند. شوالیه های که از سمت تپه حمله کرده بودند، از شیب به نفع خود استفاده کردند و ارتش بیزانس را درهم کوبیدند. سپس به شهر گالاتا حمله کردند و با تسخیر آن، زنجیر را برداشتند و مسیر را برای عبور کشتی ها به سمت بندر باز کردند.

حمله ونیزی ها و سوزاندن شهر

ونیزی ها همراه الکسیوس چهارم، وارد بندر شدند و اعلام کردند که با نیت خوب، برای سرنگونی امپراطور غاصب آمده اند؛ ولی مردم شهر به سمت شاهزاده نالایق، سنگ و میوه گندیده پرتاب کردند. صلیبیون با دیدن این واکنش مردم متوجه انتخاب اشتباه خود شدند ولی دیگر بیش از حد درگیر شده بودند و نمی توانستند بازگردند.

کشتی های ونیزی از سمت دریا و ارتش صلیبی از سمت زمین، قسطنطنیه را محاصره کردند. جنگجویان شمالی و ساکسون ها، خارج از دیوار های شهر، به ارتش صلیبی حمله کردند. صلیبیون که آمادگی این حمله را نداشتند، شکست خوردند و عقب نشینی کردند. در این حین ونیزی ها از سمت دریا حمله کرده بودند و ۲۵ برج را تصرف کردند. ارتش قسطنطنیه پس از شکست صلیبیون، به سمت ونیزی ها رفت تا آنها را از شهر خارج کند. ونیزی ها توان مقابله نداشتند ولی برای باز کردن مسیر فرار، پشت سرشان را آتش زدند. این آتش گسترش یافت و قسمت بزرگی از شهر را سوزاند.

 

حمله ارتش قسطنطنیه و جانشینی الکسیوس چهارم

امپراطور الکسیوس سوم که به شدت از روند محاصره خشمگین بود، با ارتشش از شهر خارج شد و به سمت ارتش صلیبی حمله کرد؛ ولی پس از مشاهده ارتش صلیبی، ترسید و پا به فرار گذاشت. مردم شهر به شدت از این کار امپراطور عصبانی شدند و او را عزل کردند و به جای او، امپراطور قبلی، آیزاک دوم را جانشین کردند. صلیبیون که فرصت را مناسب دیدند، درخواست کردند که الکسیوس چهارم، در کنار پدرش آیزاک دوم، امپراطور شناخته شوند و هردو امپراطور باشند.

پیشنهاد صلیبیون قبول شد و حالا الکسیوس چهارم که امپراطور شده بود، باید به قولش عمل می کرد و ۲۰۰۰۰۰ مارک نقره و ۱۰۰۰۰ سرباز به ارتش صلیبی پرداخت می کرد. این مقدار پول، بسیار زیاد بود و خزانه های قسطنطنیه خالی بودند. یکی از دلایل خالی بودن خزانه این بود که الکسیوس چهارم هنگام فرار، مقدار زیادی از این پول دزدیده بود. بنابراین برای پرداخت قرض، امپراطور مقدار زیادی از گنج ها و میراث باستانی کشور را ذوب کرد و این طلای ذوب شده را به صلیبیون داد. ولی این طلا به اندازه نصف مقدار مقروض ارزش داشت و الکسیوس هیچ راهی برای پرداخت باقی آن نداشت. همچنین اعتبار امپراطور نیز در بین مردم زیر سوال رفته بود.

حمله دوم ارتش صلیبی

ارتش صلیبی در پی بدقولی امپراطور، از سمت غرب به شهر حمله کردند و مسجد بزرگ شهر را محاصره کردند ولی مسلمانان و یونانی ها در کنار هم از مسجد دفاع کردند و صلیبیون را شکست دادند. ارتش صلیبی حین عقب نشینی، بخش بزرگی از ناحیه غرب شهر را آتش زدند.

امپراطور این بار به کل از پرداخت قرض سر باز زد و داندولو در پاسخ به او گفت:

جوان بینوا، ما تو را از باتلاق بیرون کشیدیم و امپراطور کردیم؛ حال دوباره تو را به باتلاق می اندازیم.

در این حین، مورتسوفلوس که در جنگ با صلیبیون بین مردم شهرت پیدا کرده بود، با این استدلال که الکسیوس مانند پدرش امپراطوری فاسد است، در سال ۱۲۰۴، او را خفه کرد و به عنوان الکسیوس پنجم، امپراطور بیزانس شد.

صلیبیون تقاضای ملاقات با امپراطور جدید کردند و از او خواستند که

  • مقدار ۵۰۰۰ پوند طلا به آنها پرداخت شود
  • کلیسای ارتدوکس و کاتولیک متحد شوند
  • الکسیوس چهارم به آنها بازگردانده شود ( صلیبیون از مرگ وی بی خبر بودند)

تصرف و غارت قسطنطنیه

در حین مذاکرات، یونانی ها به ارتش صلیبی حمله کردند. صلیبیون به شدت خشمگین شدند و یونانی ها را “خائنین به مسیح” نامیدند. سپس از سمت دریا و زمین به قسطنطنیه حمله کردند.

ونیزی ها از سمت دریا شهر را غارت کردند و سمت شمالی شهر را سوزاندند. ارتش صلیبی نیز از سمت زمین حمله کردند و شهر را غارت کردند؛ راهشان را با کشتار و تجاوز و سوزاندن باز کردند. ارتش محافظ شهر و ارتش شمالی، با امپراطور جدید به توافق نرسیده بودند و شهر را ترک کرده بودند. قسطنطنیه که ارتشی برای محافظت نداشت به راحتی سقوط کرد. مورتسوفلوس هم با دیدن این شرایط، پا به فرار گذاشت. مردم شهر قتل عام شدند. بیش از ۱۰۰۰۰۰ نفر کشته شدند و گنجینه های شهر دزدیده یا غارت شد.

پاپ از نتیجه جنگ راضی نبود ولی بسیاری از رهبران اروپایی قبول داشنتد که یونانی ها “خائنین به مسیح” بودند و غارت قسطنطنیه را حمایت کردند.

 

Sack Of Constantinople

نتایج  جنگ

  • در طی این جنگ، مسیحیان علیه مسیحیان جنگیدند و باعث تضعیف قلمرو های خود شدند.
  • قسطنطنیه، بزرگترین شهر جهان، کاملاً غارت و نابود شد.
  • امپراطوری بیزانس پس از ۱۰۰۰ سال از بین رفت و به کشور های کوچک و ضعیف تقسیم شد.
  • همه این نابودی ها برای پرداخت قرضی کوچک اتفاق افتاد.
  • نابودی بیزانس باعث تصعیف شدید مسیحیان شد و ترک های مسلمان قدرت پیدا کردند.
  • امپراطوری عثمانی در پی قدرت یافتن مسلمانان، شکل گرفت و قسطنطنیه را تسخیر کردند.
  • جنگ صلیبی چهارم نه تنها اورشلیم را پس نگرفت، بلکه باعث قدرتمند شدن مسلمانان و نفوذ آنها به اروپا شد.