Gallipoli

جنگ جهانی اول؛ نبرد گالیپولی

جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸) سرشار از لشکرکشی های قهرمانانه و تاریخی است ولی لشکرکشی شبه جزیره گالیپولی بین آنها به عنوان یکی از بزرگترین شکست های نیرو های متفقین (ائتلافی) می درخشد.در تاریخ از گالیپولی به عنوان نماد شجاعت و جنگاوری یاد می شود. درخشش افرادی مانند وینستون چرچیل و مصطفی کمال آتاتورک در این نبرد، آنها را به چهره های شاخص در تاریخ جهان تبدیل کرد.

قدرت جدید در بین نیرو های محور

امپراطوری عثمانی که در نتیجه جنگ صلیبی چهارم در سال ۱۲۹۹ شکل گرفت و به قدرت رسید، طی قرن ها به تدریج ضعیف و ناپایدار شده بود. کشوری که مرز هایش تحت فرمانروایی سلطان سلیمان از خاور میانه تا میانه های اروپا کشیده شده بود، طی ۶۰۰ سال توانایی اداره مردم خود را از دست داده بود و بین قدرت های نوظهور اروپایی به یکی از ضعیف ترین امپراطوری ها تبدیل شده بود. با این وجود این کشور همچنان صاحب یکی از وسیع ترین و قدرتمندترین ارتش های جهان بود که برخلاف امپراطوری روسیه، تجهیزات و تسلیحات مناسب در اختیار داشتند.


بیشتر بخوانید: تاریخ خونین؛ چهارمین جنگ صلیبی


پس از گذشت یک سال از شروع جنگ بزرگ، پادشاهی اتریش-مجارستان در مرز های صربستان متوقف شده بود و به شدت از سمت روسیه و صربستان تحت فشار بود؛ امپراطوری آلمان نیز در مرز های غربی در برابر فرانسه و بریتانیا متوقف شده بود و ماه ها پشت خندق های متفقین تحت فشار قرار گرفته بود. همچنین فرستادن کمک های بی پایان به مرز های اتریش-مجارستان، ارتش این کشور را تضعیف کرده بود. اگر جنگ به همین روند ادامه پیدا می کرد، طولی نمی کشید که ارتش فرانسه و بریتانیا نسبت به آلمان برتری پیدا می کردند و به مرز های نیرو های محور (آلمان و اتریش-مجارستان) هجوم می آوردند. بنابراین برای پیشگیری از این آینده محتمل، لازم بود که کشور های جدید به نیرو های محور بپیوندند.

با وجود پیمان اتحادی که صدراعظم آلمان، اتو فون بیسمارک، نیم قرن قبل با ایتالیا بسته بود، این کشور نسبت به پیوستن به جنگ بی ترغیب بود و کشور های دیگر اروپایی نیز یا به متفقین پیوستته بودند یا بر بی طرفی خود پافشاری می کردند. در نتیجه توجه نیرو های محور به سمت تنها قدرت قابل اعتماد باقی مانده جلب شد. با توجه به وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم این امپراطوری، احتمال پیوستن آنها به نیرو های محور بسیار کم بود. هرچند، پیش از شروع جنگ پیمان اتحادی مخفیانه بین امپراطور آلمان، ویلهلم دوم، و امپراطور عثمانی، انور پاشا، شکل گرفته بود.

بنابراین وقتی که آلمان به عثمانی رو آورد، انور پاشا پیشنهاد کمک به آنها را قبول کرد ولی از آنجایی که عثمانی و روسیه مرز زمینی بسیار پهناوری داشتند، اعلام پیوستن به نیرو های محور، نمی توانست پیامد های خوبی برای این امپراطوری داشته باشد. در نتیجه معامله ای مخفیانه بین آلمان و عثمانی صورت گرفت. آلمان کشتی های جنگی خود را به بندر های عثمانی فرستاد. طبق قانون بین الملل هیچ کشور در حال جنگی حق نداشت کشتی های خود را بیش از ۲۴ ساعت در بندر کشوری بی طرف نگه دارد؛ بنابراین، عثمانی اعلام کرد که کشتی های آلمانی را خریده است. سپس پرچم عثمانی بر کشتی ها نصب شد و سربازان آلمانی یونیفرم عثمانی به تن کردند.


بیشتر بخوانید: جنگ جهانی اول؛ آغاز چند پایان (بخش دوم)


با ورود کشتی های عثمانی به دریای سیاه به عنوان کشوری بی طرف، روسیه اعلام آماده باش نکرد و این کشتی ها بدون هیچ مشکلی به بندر های روسیه رسیدند. در بندر هایی که دفاع کمتری داشت، سربازان عثمانی پیاده می شدند و به شهروندان هشدار تخلیه می دادند تا میزان تلفات غیرنظامی کمتر شود؛ سپس شهر ها را بمباران می کردند. روسیه دو روز هیچ واکنشی نشان نداد تا نشان دهد که امپراطوری عثمانی حملات نظامی را شروع کرده است، سپس به طور رسمی به عثمانی اعلام جنگ کرد و امپراطوری عثمانی رسماً به نیرو های محور پیوست.

آغاز نبرد گالیپولی

با حرکت کشتی های آلمانی (با پرچم عثمانی) درون دریا های اژه و سیاه، نیرو های محور موفق شدند تنگه های داردانل و بسفر را به تصاحب خود در بیاورند و ارتباط بریتانیا و روسیه را قطع کنند. بنابراین بریتانیا مجبور بود از راه ایران به روسیه کمکرسانی کند که نسبت به مسیر دریایی بسیار زمانبر بود و این موضوع به نفع نیرو های محور بود. همچنین با پیوستن عثمانی به دشمنان روسیه، تزار نیکولاس دوم مجبور شد بخشی از نیرو های خود در مرز اتریش-مجارستان را به مرز های عثمانی انتقال دهد که باعث کاهش چشمگیر فشار بر اتریش-مجارستان شد. همچنین بریتانیا نیز مجبور بود بخشی از سربازان خود را به خاورمیانه بفرستد تا از مسیر های کمکی جایگزین خود محافظت کند.

Map

روسیه که در مرز های کارکس از طرف عثمانی تحت فشار قرار گرفته بود، از بریتانیا و فرانسه درخواست کمک کرد. از بین رفتن مسیر ارتباطی متفقین در تنگه های داردانل و بسفر ضرر غیر قابل جبرانی به پیشروی متفقین وارد می کرد. بنابراین بریتانیا و فرانسه تصمیم گرفتند این دو تنگه را از کنترل عثمانی خارج کنند و با این کار مسیر ارتباطی عثمانی و آلمان را نیز مسدود کنند. اولین قدم برای این نقشه، کنترل شبه جزیره گالیپولی بود. به فرمان وزیر جنگ بریتانیا، لرد کیچنر، وزیر دریانوردی، وینستون چرچیل و سر ایان همیلتون برای فرماندهی این عملیات انتخاب شدند. ارتش بریتانیا از استرالیا، نیوزلند و هند به هم پیوستند و به سمت خاور میانه حرکت کردند. نیرو های استرالیایی و نیوزلندی به نام اَنزَک ها (ANZAC : Australian and New Zealand Army Corps) مشهورند.

با توجه به اینکه امپراطوری عثمانی طی قرن گذشته به طور مداوم در جنگ بود، نیرو های متفقین انتظار ارتشی آماده و مقاوم را نداشتند. بنابراین لرد اول دریاسالاری، وینستون چرچیل، تصور کرد ۵۰,۰۰۰ سرباز برای تصاحب این شبه جزیره کافی خواهند بود. هرچند لرد کیچنر اعلام کرد که ۷۰,۰۰۰ سرباز برای تصاحب گالیپولی لازم است. رهبران یونان که از آمادگی ارتش عثمانی مطلع بودند به بریتانیا هشدار دادند که ۱۵۰,۰۰۰ سرباز برای این عملیات لازم است؛ ولی این هشدار توسط سران بریتانیا نادیده گرفته شد. نقشه ژنرال همیلتون این بود که پس از تصاحب گالیپولی و تنگه داردانل، به سمت شمال حرکت کند و با تصرف تنگه بسفر، مسیر را برای کشتی های بریتانیایی به دریای سیاه و روسیه باز کند، سپس به استانبول حمله کند و امپراطوری عثمانی را از بین ببرد.

ارتش پنجم عثمانی به فرماندهی ژنرال سندرز آلمانی و سرهنگ مصطفی کمال آتاتورک وظیفه محافظت از گالیپولی را بر عهده گرفتند. این دو فرمانده به این نتیجه رسیدند که استقرار ارتش در بالای کوه ها و تپه ها بهترین آرایش دفاعی را نسبت به حمله های دریایی و ساحلی شکل می دهد ولی نمی دانستند که ارتش متفقین از کدام ساحل حمله خواهد کرد بنابراین، ارتش عثمانی به شانزده گروهان تقسیم شد.

Raiding The Beaches

از آنجایی که نیرو های متفقین، تصور می کردند نیروی دریایی عثمانی ضعیف است و توان مقابله با آنها را ندارد، بریتانیا از کشتی های قدیمی خود برای تصرف این شبه جزیره استفاده کرد و کشتی های مدرن تر را برای نبرد احتمالی با آلمان در دریای شمال نگه داشت. در ۱۸ مارس ۱۹۱۵ نیروی دریایی متفقین با ۱۸ کشتی و تعداد زیادی قایق و زیردریایی به تنگه داردانل حمله کرد. تکنیک نظامی عثمانی، استفاده از مین های دریایی و بمباران ساحلی کشتی ها بود. خنثی کننده های متفقین قرار بود تحت پوشش آتش، مین های دریایی را خنثی کنند تا مسیر برای کشتی های جنگی باز شود ولی متفقین آنقدر به پیروزی خود اطمینان داشتند که این استراتژی را بی مورد دانستند. ورود کشتی های متفقین به تنگه داردانل، آنها را به هدفی آسان برای توپ های عثمانی تبدیل کرد. دو کشتی جنگی بریتانیایی و یک کشتی جنگی فرانسوی به راحتی بمباران و غرق شدند. این شکست متفقین را وادار به عقب نشینی کرد و روحیه سربازان عثمانی را به شدت افزایش داد.

در ۲۵ آپریل ۱۹۱۵، متفقین در دو ساحل شبه جزیره پیاده شدند. نیرو های اَنزَک در ساحلی که بعد ها به خور اَنزَک ها مشهور شد پیاده شدند. هدف آنها این بود که به سمت شمال پیشروی کنند و ارتش عثمانی را در خلیج بهیر محاصره کنند. ارتش عثمانی که انتظار لنگر انداختن کشتی های متفقین در این ساحل را نمی دادند، تنها دو گروهان برای دفاع از آن انتخاب کرده بودند ولی همین دو گروهان به دلیل برتری جغرافیایی در ناحیه کوهستانی منطقه، تلفات زیادی را به اَنزَک ها تحمیل کردند. ۲۰۰۰ سرباز اَنزَک کشته شدند و هیچ دستاورد قابل توجهی کسب نکردند. آنها برای دفاع در برابر گلوله های عثمانی، زمین ساحل را کندند و در خندق حفر شده منتظر دستورات بعدی ماندند. باقی نیرو ها در خور هلیس از کشتی های خود پیاده شدند. در این ساحل، متفقین موفق به پیشروی شدند و نیرو های عثمانی را عقب راندند ولی به دلیل آرایش نامنظم، نتوانستند موقعیت خود را حفظ کنند. پس به جای پیشروی، در این ساحل نیز خندق حفر کردند و در آن مخفی شدند.

در ۲۷ آپریل، گروهان بیست و پنجم عثمانی به خور اَنزَک ها حمله کرد ولی حمله آنها توسط بمباران دفاعی از کشتی متفقین دفع شد. روز بعد، متفقین در خور هلیس به سمت روستا های اطراف حمله کردند ولی توسط ارتش عثمانی عقب رانده شدند و ۳۰۰۰ سرباز از دست دادند. رسیدن نیرو های پشتیبان عثمانی، اثبات کرد که متفقین توانایی انجام عملیت های سریع و غافلگیرانه را ندارند.

در ۳۰ آپریل، مصطفی کمال آتاتورک به همراه ارتش پشتیبان به هر دو ساحل حمله کرد و موفق شد متفقین را وادار به عقب نشینی کند. اَنزَک ها روز بعد به طور متقابل به ارتش عثمانی حمله کردند ولی به راحتی دفع شدند. عثمانی ها با قرار دادن توپ و خمپاره روی کوه ها و تپه ها، برتری شدیدی پیدا کرده بودند و به راحتی حمله های اَنزَک ها را دفع می کردند. برای پیشروی در لشکرکشی گالیپولی، لازم بود که این برتری جغرافیایی عثمانی ها از بین برود و متفقین به کوه ها دست پیدا کنند.

Trench Warfare

در ۶ می، به ۲۰,۰۰۰ سرباز متفقین دستور داده شد تا به کوهستان آشی بابا حمله کنند تا توپ ها و خمپاره های عثمانی را از بین ببرند. نبرد دو روز طول کشید ولی باز هم متفقین عقب رانده شدند.

در ۱۸ می، ۴۰,۰۰۰ سرباز عثمانی به ۱۷,۰۰۰ سرباز اَنزَک حمله کردند تا آنها را به دریا برانند ولی روز قبل، آمادگی های نظامی عثمانی ها توسط هواپیما های بریتانیایی دیده شده بود و سربازان اَنزَک آماده این حمله بودند. پس از ۱۳,۰۰۰ کشته در ارتش عثمانی، آنها عقب نشینی کردند تا برای حمله ای دیگر آماده شوند.  در ۴ جوئن، متفقین بار دیگر با تمام قوا به کراتیا و آشی بابا حمله کردند و پس از نبردی سنگین، بار دیگر مجبور به عقب نشینی شدند.

درخواست های پی در پی ژنرال همیلتون برای ارسال نیرو های کمکی توسط ژنرال های بریتانیایی رد شده بود. ورود بلغارستان به جنگ در طرف نیرو های محور، شرایط را در گالیپولی از پیش هم سخت تر کرد. شرایط دشوار و رد درخواست پشتیبانی، همیلتون و چرچیل را وادار به عقب نشینی کامل و تخلیه گالیپولی کرد. با وجود اینکه شرایط به نفع عثمانی بود، متفقین موفق شدند بخش اعظم نیرو های خود را بدون مشکلی جدی تخلیه کنند و تا پایان سال گالیپولی به طور کامل تخلیه شد.

نتایج نبرد

  • هر دو طرف بیش از ۵۶,۰۰۰ سرباز از دست دادند.
  • متفقین به دلیل فقدان هماهنگی، نداشتن آرایش منظم نظامی، برنامه ریزی ناکامل، شرایط جغرافیایی دشوار، شیوع بیماری ها، و غرور بیش از حد شکست خوردند.
  • اعتماد به نفس و روحیه سربازان عثمانی به شدت افزایش یافت که در نبرد های آینده تاثیر زیادی به نفع نیرو های محور خواهد داشت.
  • کمکرساانی به امپراطوری روسیه بسیار کند و دشوار شد که یکی از دلایل اصلی انقلاب بولشویک بود.
  • وینستون چرچیل از مقام خود به عنوان لرد اول دریاسالاری و وزیر دریانوردی استعفا داد و به عنوان سرهنگ در جناح غربی جنگ در فرانسه داوطلب شد.
  • مصطفی کمال آتاتورک به عنوان قهرمان ملی شناخته شد و پس از پایان جنگ و انحلال امپراطوری عثمانی، کشور ترکیه را پایه گذاری کرد.
  • کابینه نخست وزیر بریتانیا، اسکویت، سقوط کرد و او مقصر این شکست شناخته شد.
  • روز ۲۵ آپریل به احترام سربازان کشته شده طی نبرد گالیپولی به عنوان روز اَنزَک نامگذاری شد و هر ساله در کشور های استرالیا و نیوزلند در این روز به یاد این سربازان مراسم یادبود برگذار می شود.