Starry-Night-Illusion

سفر ذهن در زمان

اگر از شما درباره ى مفهوم زمان پرسش شود ممكن است پاسخ هاى متداولى را در رابطه با اين مفهوم پركاربرد روزمره مطرح كنيد و يا حتى اگر اندكى عميق تر به آن بنگريد شايد حتى از يافتن تعريفى مناسب براى توصيف آن باز بمانيد. زمان از اسرار آميز ترين مفاهيم فيزيكى به شمار مى رود؛ چهارمين بعد واقعيت كه براى ما نه قابل لمس، نه ديدن و نه شنيدن است از اين رو تنها به اندازه گيرى آن بسنده كرده ايم. سفر به گذشته با توجه تناقض هايى همچون پارادوكس پدربزرگ (اگر شما به زمان پيش از تولد پدر و يا مادرتان سفر كنيد و پدر بزرگ خود را بكشيد آنگاه شما هرگز متولد نخواهيد شد) و حلقه ى عليت غير ممكن به نظر مى رسد. فيزيكدانى به نام پل ديويس درباره ى حلقه ى علّيت مى گويد:

چنین حلقه‌ای ممکن است چنین ترتیبی داشته باشد: استاد ریاضیاتی به آینده سفر می‌کند و قضیه‌ی ریاضی خلاقانه‌ای را می‌دزد. او سپس آن قضیه را به دانشجویی مستعد می‌دهد . آن دانشجو بزرگ می‌شود و همان فردی می‌شود که استاد قضیه را از او دزدیده است!  

البته در اين مقاله هدف بر آن نيست كه به بررسى انواع روش هاى سفر در زمان پرداخته شود بلكه به ارتباط بين الگو هاى بصرى و شنيدارى در رابطه با هك ذهن و توصيف نوع جديدى از تخيل نگاهى مى افكنيم. این توهم كه خرگوش خيالى نام دارد نام خود را از خطاى ديد معروف خرگوش و اردك كسب كرده كه البته فراتر از تنها یک خطاى ديد است و به مغز شما اين امكان را مى دهد تا حقائق را درباره ى چيزهايى که پيشتر مشاهده كرده است بيآرايد. به نظر مى رسد برخی از الگوهای بصری مغز ما را هك مى كنند و ما را به درك أشكال و تصاويرى كه حقيقتا وجود ندارند مى گمارند. خطاى ديد، عدم تطابق  واقعيت با تصاويريست كه چشم ها جمع آورى كرده اند و مغز آن ها را پردازش كرده است همانند خطوطى كه در واقع راست هستند اما آن ها را مورب مشاهده مى كنيد. به راستى هنگاميكه پرده از واقعيت اينگونه خطاهاى ذهنى برداشته  شود و حقيقت آن ها آشكار  گردد ديوانه كننده است.


بيشتر بخوانيد: ساخت ابزار پيشگويى آينده


دو مفهوم خرگوش خيالى و همتايش، خرگوش نامرئی، از مطالعه اى به نام Caltech 2018 در رابطه بین آنچه که می بینیم و آنچه شما می شنویم برآمدند. اگر از چگونگى مطالعه ى خرگوش خيالى بي اطلاعيد بايد بگوييم در اين مطالعه يك باريكه ى نور به نقطه مشخصی روی يك صفحه نمایش كه داراى يك زنگ است تابيده مى شود. پس از ۵۸ میلی ثانیه، زنگ دوم به صدا در مى آيد اما خبرى از تابش نور نيست. در نهایت، در ۵۸ میلی ثانیه بعدى روی صفحه نمایش زنگ سوم و فلش نور دوم، اندكى در سمت راست فلش اصلی منتشر می شود.

در خرگوش نامرئی نيز همين مراحل مجددا به كار گرفته مى شود. همانند قبل، یک فلش نورى و یک صداى زنگ آغازگر آزمايش اند. اما اين بار فلش نورى دوم بدون صداى زنگ اتفاق مى افتد. در نهایت نيز فلاش نور سوم به همراه زنگ دوم مشاهده مى گردد و اما نتيجه چيست؟ مغز افراد تقریبا در اغلب موارد تجربه بصری را كه داشته است با آنچه که شنیده است مطابقت می دهد. به عبارت دیگر، شرکت کنندگان گزارش کردند که سه تابش فلش در خرگوش خيالى و تنها دو تابش را در در خرگوش نامرئى مشاهده نمودند؛ دقیقا در تضاد با آنچه كه به راستى رخ داده است. صرف نظر از خيال و توهم، مغز آنها تنها فلشى را ثبت كرد كه با صداى زنگ همراه بود، حتی اگر هيچ تابشى در واقعیت وجود نداشته است.

این نوع از توهم از طریق جنبه اى از مفهوم “پيشبينى” عمل می کند. پيشبينى كردن به راستى كه چيز جدیدى نیست. برخی از دانشمندان معتقدند ممكن است عمل پيش بينى كردن دليل غيرقابل إنكار أزمايش خرگوش خيالى و نامرئى باشد كه اراده ى فرد را از أو سلب مى كند. اما به راستى چه چيزى است؟ مغز شما در حدس آنكه چه اتفاقى در گام بعدى روى خواهد داد براساس آنچه که اتفاق افتاده است بسيار خوب عمل مى كند. در واقع مغز شما ایده پیش بینی را در دست مى گيرد تا اوضاع را در جهت بهتر شدن تغيير دهد. همچنين گاهى نيز بر عكس عمل مى كند. بدين منظور مغز بر اساس سرنخ هاى ماهيت امر حدس مى زند كه پيش از اين چه اتفاقى رخ داده است. در مورد خرگوش خيالى، مغز شما فرض می کند که قطع به يقين فلش دوم وجود داشته اما أو آن را از دست داده است و نتوانسته ببيند. صدای زنگ و فلش در يك توالى سريع صورت مى گيرند كه با توجه سرعتی رويداد آنها مغز زمان كافى برای پردازش آن ها پيدا نمى كند، اما خود را اينگونه فريب مى دهد كه به راستى صورت گرفته است. در هر حال اين رويه به هر صورتى كه عمل  مى كند، به اندازه کافی ما را متعجب مى سازد كه تا چه حد  می توانیم به چشمانمان اعتماد کنیم.

سفر ذهن در زمان
۵ (۱۰۰%) ۲ votes